گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی
حکایت باغبانهای ظالم
1
پس به مَثَلها به ایشان
آغاز سخن نمود که شخصی تاکستانی غَرْس نموده، حصاری گردش کشید و چرخُشتی بساخت و
برجی بنا کرده، آن را به دهقانان سپرد و سفر کرد.
نکته: منظور از تاکستان، در اینجا کلیسا
و در اصل قوم هستند.
2 و در
موسم، نوکری نزد دهقانان فرستاد تا از میوة باغ از باغبانان بگیرد.
3 امّا
ایشان او را گرفته، زدند و تهیدست روانه نمودند.
4 باز
نوکری دیگر نزد ایشان روانه نمود. او را نیز سنگسار کرده، سر او را شکستند و بیحرمت
کرده، برگردانیدندش.
5 پس یک
نفر دیگر فرستاده، او را نیز کشتند و بسا دیگران را که بعضی را زدند و بعضی را به
قتل رسانیدند.
6 و
بالاخره یک پسر حبیب
خود را باقی داشت. او را نزد ایشان فرستاده، گفت، پسر مرا حرمت خواهند داشت.
نکته: کل این داستان یک تصویر از
ملکوت خداوند است.
7 لیکن
دهقانان با خود گفتند، این وارث
است؛ بیایید او را بکشیم تا میراث از آن ما گردد.
8 پس
او را گرفته، مقتول ساختند و او را بیرون از تاکستان افکندند.
نکته: بیرون از تاکستان یعنی بیرون از
اورشلیم و ما در متی 21 آیه 35 این را بهتر می بینیم که می گوید: امّا
دهقانان غلامانش را گرفته، بعضی را زدند و بعضی را کُشتند و بعضی را سنگسار
نمودند.
نکته خارج درس : انجیل هم نظر همان
چهار انجیل است یعنی متی، لوقا، مرقس و یوحنا
9 پس
صاحب تاکستان چه خواهد کرد؟ او خواهد آمد و آن باغبانان را هلاک ساخته، باغ را به
دیگران خواهد سپرد.
نکته: درداستان به طور خلاصه می بینیم
نوکرانی وجود دارند و نشانه ها می گویند اینها همان پیا مبران می باشند و منظور از
پسر حبیب "عیسی" است که ما این نام آشنا
را قبلا در کلام خوانده ایم: عیسی بعد تعمید گرفتن از یحیا ندای خداوند می آید که
این است پسر محبوب
من.
اینکه چه کسانی می خواهند پسر را بکشند یعنی
باغبانان یا قاتلان که در واقع همان فریسیان و روسای کنیسه های یهودی می باشند و
آن کسی که باغ را گرفته و به کسانی دیگر
سپرده پدر آسمانی ماست یعنی اینکه قوم خدا امانت خدا یعنی کلیسا را نپذیرفت و
نتوانستند نجات دهنده را بپذیرند بنابر این پدر آسمانی(صاحب باغ)، کلیسا (باغ ) را به دیگران(ایمانداران و بقیت وفادار خودش) سپرد.
10
آیا این نوشته را نخواندهاید، سنگی که معمارانش ردّ کردند، همان سر زاویه
گردید؟
نکته: این اشاره دارد به مزامیر 118
آیه 22 و سنگی
را که معماران رد کردند، همان سر زاویه شده است. 23 این از جانب خداوند شده و در نظر ما عجیب است.
11
این از جانب خداوند شد و در نظر ما عجیب است.
نکته: گفته مزامیر و مرقس
دقیقا یکسان می باشد.
12
آنگاه خواستند او را گرفتار سازند، امّا از خلق میترسیدند، زیرا میدانستند
که این مثل را برای ایشان آورد. پس او را واگذارده، برفتند.
نکته: مذهب می کشد مذهب محکوم می کند مذهب متعصب است و خود بین است و من من می
کند و ثمر ندارد زیرا ثمر مذهب تاریکی و خشونت و قتل است و باید بدانیم در کلیسا نیز
زمانی دچار مذهب شدند و بیداد کردند و دانشمندان و مردم روشن بین را از بین بردند
ولی باید بدانیم که مذهب این کار را کرد
پس ای ایمانداران باید دعا کنیم خدایا ما را دچار مذهب نکن زیرا مذهب مثل
تار عنکبوت، نازک و شیشه ای است و دیده
نمی شود و در دور اول که به پایت پیچید نمی فهمی و وقتی گرفتارش شدی متوجه می شوی حالا چه بکنیم که گرفتار مذهب نشویم ساده است
هر جا سخن از بکن و نکن باشد مذهب است اصلا لازم نیست که برای هر موردی از کشیش بپرسیم
چه بکنیم و وقتی کشیش کلیشا برای شما بت شد این مذهب است و نباید برای هر چیزی
بپرسیم که این کار را انجام بدهم یا ندهم و ما خودمان به سبب وجود روح القدس می
فهمیم که یک کار را انجام بدهیم یا ندهیم.
مسیحی مذهبی فاجعه انگیز است و مسیحی
ایماندار نباید درگیر و دچار مذهب بشود. اگر در مذهب دچار شدیم بیچاره می شویم
روح خدا همه چیز را به ما می گوید. حتی وجدان ما نیز در این راستا به ما کمک می
کند.
سوال درباره پرداخت باج و خراج
13 و
چند نفر از فریسیان و هیرودیان را نزد وی فرستادند تا او را به سخنی به دام آورند.
نکته: فریسیان که میدانیم در آن زمان علمای
دین بودند اما هیرودیان چه کسانی بودند؟
جواب : پولدارهای یهودی و ثروتمندان یهودی بودند اما هیرودیان مخالف یهودیت بودند
و هیرودیس را دوست داشتند و این دو در مقابل عیسی با هم متحد شدند.
14 ایشان
آمده، بدو گفتند، ای استاد، ما را یقین است که تو راستگو هستی و از کسی باک نداری،
چون که به ظاهر مردم نمینگری بلکه طریق خدا را به راستی تعلیم مینمایی. جزیه
دادن به قیصر جایز است یا نه؟ بدهیم یا ندهیم؟
15
امّا او ریاکاری ایشان را دَرک کرده، بدیشان گفت، چرا مرا امتحان میکنید؟
دیناری نزد من آرید تا آن را ببینم.
نکته: سوال دو پهلو است اگر عیسی
میگفت بدهبد با مردم رو در رو می شد و اگر میگفت ندهید با رومیان رو در رو می شد و
عیسی با زیرکی ریاکاری این اشخاص را درک کرد. این داستان یک مکاشفه عالی دارد در
مورد عکس قیصر روی سکه و ربط آن به پیدایش را خواهید دید و در ان زمان عکس و مهر
قیصر روی سکه بود واین مهم است که عکس
نباید وارد معبد می شده و چگونه می توانسته اند این کار را انجام بدهند؟
16 چون
آن را حاضر کردند، بدیشان گفت، این صورت و رقم از آنِ کیست؟ وی را گفتند، از آن قیصر.
17 عیسی
در جواب ایشان گفت، آنچه از قیصر است، به قیصر ردّ کنید و آنچه از خداست، به خدا.
و از او متعجّب شدند.
سوال درباره قیامت
18 و
صدّوقیان که منکر قیامت هستند نزد وی آمده، از او سوال نموده، گفتند،
نکته: صدوقیان که منکر قیامت هم بودند
وارد ماجرا شدند و یک اتحاد برای یک سووال بیهوده را در اینجا می بینیم.
19
ای استاد، موسی به ما نوشت که هرگاه برادر کسی بمیرد و زنی بازگذاشته،
اولادی نداشته باشد، برادرش زن او را بگیرد تا از بهر برادر خود نسلی پیدا نماید.
20 پس
هفت برادر بودند که نخستین، زنی گرفته، بمرد و اولادی نگذاشت.
21 پس
ثانی او را گرفته، هم بیاولاد فوت شد و همچنین سومی.
22 تا
آنکه آن هفت او را گرفتند و اولادی نگذاشتند و بعد از همه، زن فوت شد.
23 پس
در قیامت چون برخیزند، زن کدام یک از ایشان خواهد بود از آنجهت که هر هفت، او را
به زنی گرفته بودند؟
نتیجه : هر تعلیمی که دیدیم مشکل دارد
باید فورا از آن معلم پرسیده شود به محض اینکه شنیدیم " مکتوب است" بپرسیم این کجاست و در کجا نوشته شده.
24
عیسی در جواب ایشان گفت، آیا گمراه نیستید از آنرو که کتب و قوت خدا را نمیدانید؟
نکته: تعمید نباید فورا انجام شود در
کلام داریم اول باید شاگرد سازی کنیم بعد تعمید انجام شود و در کلام و روی فرمان کلام
نباید کوتاه بیاییم.
25
زیرا هنگامی که از مُردگان برخیزند، نه نکاح میکنند و نه منکوحه میگردند،
بلکه مانند فرشتگانِ در آسمان میباشند.
نکته: باید بدانیم در آن دنیای
خداوندی حوری و فرشته وجود ندارد و زاد و ولدی نیست و ازدواجی نیست.
26
امّا در باب مُردگان که برمیخیزند، در کتاب موسی در ذکر بوته نخواندهاید
چگونه خدا او را خطاب کرده، گفت که، منم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب.
27 و
او خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است. پس شما بسیار گمراه شدهاید.
نکته: منظور عیسی این است که هرکس که
یهوه و یهوه زنده را بشناسد زنده است و در غیر این صورت مرده است و ایماندار تو
نیز اگر غیر از خدای زنده "عیسی" را بپرستی مرده
ای و اگر به عیسی مسیح ایمان داری زنده ای و در غیر این صورت مرده ای هستی.
نکته مهم : ایمانداران پس از مرگ می خوابند
ودر مکاتب دیگر مثل مسلمانی مردم در واقع در فکر نکیر و منکر و زجر و...این
مسایل هستند. اما ایماندارمسیحی که می میرد در خواب است و در
انتظار یک جای عالی وزیبا می باشد. خیالش راحت تر شده و در خوبی به سر می برد. و ما ایمانداران هم
نباید نگران عزیزان خود باشیم که می میرند.
بزرگترین حکم
28 و یکی
از کاتبان، چون مباحثه ایشان را شنیده، دید که ایشان را جواب نیکو داد، پیش آمده،
از او پرسید که اوّل همة احکام کدام است؟
29 عیسی
او را جواب داد که اوّل همة احکام این است که بشنو ای اسرائیل، خداوند خدای ما
خداوند واحد است.
30 و
خداوند خدای خود را به تمامی دل و تمامی جان و تمامی خاطر و تمامی قوّت خود محبّت
نما، که اوّل از احکام این است.
31 و
دوّم مثل اوّل است که همسایة خود را چون نَفْس خود محبّت نما. بزرگتر از این دُو،
حکمی نیست.
نکته: کل عهد جدید 2 فرمان دارد و در عهد قدیم 10 تا فرمان داریم که در باب
بیست خروج است و 4 تا رابطه انسان با خداست و 6 تا رابطه در مورد انسان با انسان
است.
نکته: منظور از محبت کردن به دیگران
یک امر سرسری نیست بلکه تا پای جان دادن باید رفت همانطور که عیسی برای ما چنین
کرد و یک نکته عالی در این امر نهفته است.
آیه های مربوطه اینها هستند.
*تثنیه 6 آیه 4 ای اسرائیل بشنو، یهُوَه، خدای ما، یهُوَه
واحد است.
*لاویان 19 آیه 18 از ابنای قوم خود انتقام مگیر، و کینه
مورز، و همسایۀ خود را مثل خویشتن محبت نما. من یهوه هستم.
*رومیان 13 آیه 8 مدیون احدی به چیزی مشوید جز به محبّت نمودن با یکدیگر، زیرا
کسی که دیگری را محبّت نماید، شریعت را بجا آورده باشد.
*غلاطیان 5 آیه 14 زیرا که تمامی شریعت
در یک کلمه کامل میشود، یعنی در اینکه، همسایة خود را چون خویشتن محبّت نما.
32
کاتب وی را گفت، آفرین ای استاد، نیکو گفتی، زیرا خدا واحد است و سوای او دیگری
نیست،
33 و
او را به تمامی دل و تمامی فهم و تمامی نَفْس و تمامی قوّت محبّت نمودن و همسایة
خود را مثل خود محبّت نمودن، از همة قربانیهای سوختنی و هدایا افضل است.
34 چون
عیسی بدید که عاقلانه جواب داد، به وی گفت، از ملکوت خدا دور نیستی. و بعد از آن،
هیچکس جرأت نکرد که از او سوالی کند.
نکته: کاتب با وقاهت داره از عیسی
تعریف می کند که در اصل در حال تحقیر کردن است. و عیسی با گفتن اینکه از ملکوت خدا
دور نیستی نشان داد که از کلام چیزهایی میدانند و منظورش کاتب بود.
ناتوانی از جواب دادن به عیسی
35 و
هنگامی که عیسی در هیکل تعلیم میداد، متوجه شده، گفت، چگونه کاتبان میگویند که
مسیح پسر داود است؟
36 و
حال آنکه خود داود در روحالقدس میگوید که خداوند به خداوند من گفت، برطرف راست
من بنشین تا دشمنان تو را پای انداز تو سازم؟.
37
خودِ داود او را خداوند میخواند؛ پس چگونه او را پسر میباشد؟ و عوّام
الّناس کلام او را به خشنودی میشنیدند.
نکته: در کلام خدا بارها گفته شده "خدا" و "خداوند" که در اینجا خدا به معنی عیسی و خداوند به معنای خدای پدر می باشد.
نکته: توما شکاک هم وقتی با همه شک
خود دست در سوراخ بدن عیسی گذاشت گفت ای "خدا" و ای "خداوند".
و ساره هم در کلام، ابراهیم را "خداوند" به معنی آقا و سرور صدا
می کرد.
شاگردان هم وقتی می گفتند خدا و
خداوند یعنی هم در جسم هستی و هم در بعد خداوندی /پدر/ قرار داری
دراینجا داود دارد میگوید خداوند به خداوند
من گفت یعنی مزمور 110 آیه 1 : یهوه به خداوند من گفت، به
دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم.
نکته: داود درآن موقع تثلیث را فهمیده
بود .
ما حتی در مرقس 36 هم این دید داود
را می بینیم و داود می بیند که که یک پسر
هست و یک پدر هست و داود می دانسته که خدای پدر و پسر و روح چه اشخاصی هستند.
یوحنا 8 آیه 51 تا 58 :
51 آمین آمین به شما میگویم، اگر کسی کلام مرا حفظ کند، موت را تا به ابد نخواهد
دید. 52 پس یهودیان بدو گفتند، الآن دانستیم که دیو داری!
ابراهیم و انبیا مردند و تو میگویی اگر کسی
کلام مرا حفظ کند، موت را تا به ابد نخواهد چشید؟ 53 آیا تو از پدر ما ابراهیم که مُرد و
انبیایی که مُردند بزرگتر هستی؟ خود را کِه میدانی؟ 54 عیسی جواب داد، اگر خود را جلال دهم،
جلال من چیزی نباشد. پدر من آن است که مرا جلال میبخشد، آنکه شما میگویید خدای ما است. 55 و او را نمیشناسید، امّا من او را میشناسم و اگر گویم او را نمیشناسم مثل شما دروغگو میباشم. لیکن او را میشناسم و قول او را نگاه میدارم. 56 پدر شما ابراهیم شادی کرد بر اینکه روز
مرا ببیند و دید و شادمان گردید. 57 یهودیان بدو گفتند، هنوز پنجاه سال نداری
و ابراهیم را دیدهای؟ 58
عیسی بدیشان گفت، آمین آمین به شما میگویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم.
نکته: می بینیم که ابراهیم می گوید "روز مرا ببیند و دید" این یعنی چه موقع دیده است؟ جواب: روی کوه موریا زمان
قربانی کردن اسحاق و زمانی که از امتحان الهی بیرون آمد این را دید.
پیدایش 18 آیه 1 : 2 ناگاه چشمان خود را بلند کرده، دید که اینک
سه مرد در مقابل او ایستادهاند. و چون ایشان را دید، از در خیمه به استقبال
ایشان شتافت، و رو بر زمین نهاد. در آن زمان تنها در مقابل خداوند روی
بر زمین می نهادند.
پیدایش 18 آیه 22 آنگاه آن مردان از آنجا بسوی
سدوم متوجه شده، برفتند. و ابراهیم در حضور خداوند هنوز ایستاده بود.
و این ثابت می کند خداوند همراه این اشخاص بوده
زیرا به جز خداوند نمی توان شخصی را سجده کرد.دو نفر دیگر فرشته بودند که به جنگ
می روند و خداوند در کنار ابراهیم ایستاده است.
هشدار به رهبران مذهبی
38 پس
در تعلیم خود گفت، از کاتبان احتیاط کنید که خرامیدن در لباس دراز و تعظیمهای در
بازارها
39 و
کرسیهای اوّل در کنایس و جایهای صدر در ضیافتها را دوست میدارند.
40 اینان
که خانههای بیوهزنان را میبلعند و نماز را به ریا طول میدهند، عقوبت شدیدتر
خواهند یافت.
نکته: تاکید در هشدار دادن به مقامات
مذهبی را می بینیم و عیسی در امروزه هم به ما دوری می دهد از کشیش ها و یقه دارها و صاحب منصبان و مشایخ کلیساها که به دنبال مقام هستند.
هدیه بیوه زن فقیر
41 و عیسی
در مقابل بیتالمال نشسته، نظاره میکرد که مردم به چه وضع پول به بیتالمال میاندازند؛
و بسیاری از دولتمندان، بسیار میانداختند.
نکته: عیسی هر لحظه نظاره گر ماست هر
لحظه و هر روزه و همیشه پس ایمانداران در هر قدم و هر لحظه بر اعمال خود کنترل و
نظارت داشته باشید.
42
آنگاه بیوه زنی فقیر آمده، دو فَلس که یک ربع باشد انداخت.
43 پس
شاگردان خود را پیش خوانده، به ایشان گفت، هرآینه به شما میگویم این بیوه زن مسکین
از همة آنانی که در خزانه انداختند، بیشتر داد.
44 زیرا
که همة ایشان از زیادتی خود دادند، لیکن این زن از حاجتمندی خود، آنچه داشت
انداخت، یعنی تمام معیشت خود را.
نکته:
امروزه مسایل مالی در زندگی ما بسیار اثر گذار است. اما ایمانداران باید در راه
ملکوت خدا از مال خود بگذرند و نباید بگویند خدا به من بدهد من هم می دهم این افراد
باید بدانند وقتی اندک را نمی دهند زیاد هم گیرشان بیاید اصلا نمی دهند و این جمله
که خدا بدهد و اونوقت من هم می دهم یعنی
آزمایش خدا و در کلام داریم خداوند خدای خود را آزمایش نکنید.
نکته : دادن از گرفتن فرخنده تر است. و
بخشش فقط پول نیست می توانید وقت بگذارید و یا هر کاری که از دستتون بر می آید
انجام بدهید.
گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر