
گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی
1 پس از آنجا روانه شده، به وطن خویش آمد و شاگردانش از عقب او آمدند.
چون روز سَبَّت رسید، در کنیسه تعلیم دادن آغاز نمود و بسیاری چون شنیدند، حیران شده گفتند، از کجا بدین شخص این چیزها رسیده و این چه حکمت است که به او عطا شده است که چنین معجزات از دست او صادر میگردد؟
نکته: باز هم به تعلیم اشاره شده.
واینکه مردم معجزه می بینند اما باز هم باور ندارند این یعنی دلها سنگ شده پس بیایید دلهای خود را باز کنیم البته نباید تعجب کرد اگر مردم باور نمی کنند زیرا اشعیا پیش از اینها گفته است: طبیعی است که ببینند اما باور نکنند.
3 مگر این نیست نجّار پسر مریم و برادر یعقوب و یوشا و یهودا و شمعون؟ و خواهران او اینجا نزد ما نمیباشند؟ و از او لغزش خوردند.
نکته: قابل توجه ایمانداران، عیسی همیشه محبت نمیکند بکله لغزش هم می دهد تعجب نکنید الان هم خیلی می بینیم که بسیاری از محبت ها فقط حرفی است و ما در کنار دیگران که هستیم از آنها تعریف می کنیم اما شاید بعد رفتن او ناسزا هم بهش بگوییم واینجا خداوند نه تنها برکت نمی دهد لغزش هم می دهد.
یادمان باشد بیشترین محبتی که ما می توانیم داشته باشیم به ویژه در دوره ای که در آن زندگی می کنیم "وقت" است توصیه برای ایمانداران این است که برای همنوع خودتان وقت بگذارید برای هرکس که می توانید ایماندار و غیر ایماندار فرق نمی کند.
درمورد نکته اول خیلی مهم است که عیسی در اینجا نشان داده که همیشه برکت نمیده، لغزش هم میدهد.مثلا مادر انجیل خوانده ایم که وقتی جوان ثروتمند از عیسی می خواهد از یاران باشد و عیسی به او میگوید برو اموالت را بفروش و به نوعی او را می راند و به هر قیمتی او را نگه نمی دارد تا بقیه درسی بگیرند. یا در مقابل پطروس و برخی کارهای او لغزش می ده در جایی حتی به او می گوید شیطان از من دور شو، ما هم باید در مقابل حرف هایی که به نام کلام گفته می شه ولی نادرست است بایستیم و همه حرف هایی را که می شنویم با محبت جواب ندهیم و گاهی محکم باشیم و نه بگوییم.
پس اگر تنها شدی، طرد شدی وپس زدن تورو عیب نداره پای حرف صحیح، بایست حتی اگه طرف حرف شما اسقف است. زیرا محبت کردن و تایید کردن الکی اشتباه است و در مقابل حرف ناصحیح که از قول انجیل گفته می شود باید ایستاد.
پس دعا کنیم خداوندا محبت عیسی را با همان روح قوی که داشت به ما بده تا در جاهایی بتوانیم مانند یحیی و عیسی در مقابل ریاکاران و دروغگویان از زبان خداوند بگوییم:" افعی زادگان" والبته این در مقابل فریسیان بود و عیسی در مقابل آنان همیشه با قوت ایستاد.
نکته: ما در آیه 3 می خوانیم: مگر او نبود پسر یک نجار پسر مریم. باید بدانیم چنین سخنانی در آن موقع و بین یهودیان وفریسی ها فحش بود در آن زمان هیچ موقع فرزند را به مادر نسبت نمی دادند این به معنی فحش یعنی فرزند پدر خود نبودن ولی ما می بینیم عیسی در مقابل تمام این حرف ها ایستاد.
4 عیسی ایشان را گفت، نبی بیحرمت نباشد جز در وطن خود و میان خویشان و در خانه خود.
5 و در آنجا هیچ معجزهای نتوانست نمود جز اینکه دستهای خود را بر چند مریض نهاده، ایشان را شفا داد.
6 و از بیایمانی ایشان متعجّب شده، در دهات آن حوالی گشته، تعلیم همیداد.
نکته: ما در میان عزیزان و فامیل و همسایه ارج نداریم چرا چون شاهد بزرگ شدن ما بوده اند ضعف های قبل ما را در رشد کودکی و نوجوانی دیده اند و تغییرات در وجود ما را نمی خواهند ببینند و حتی می خواهند ما را تا حد خودشان پایین بکشند و می خواهند ما را ترد کنند پس اگر طرد شدیم نباید بترسیم چون یک لحظه از درد عیسی را در تنهایی و طرد شدنش بر روی صلیب خواهیم دید.
نکته دیگر این آیه "صبر" است مسیح گفته است جفا خواهد آمد و دیدیم که خودش در مقابل جفا صبر کرد و به شاگردان گفت نترسید من با شما هستم پس باید بتوانید صبر کنید. پس اینطور دعا کنیم : خداوندا به ما صبری از نوع صبر عیسی بر صلیب عطا کن.
نکته دیگر اینکه باید بدانیم، اگر ما بی ایمان باشیم خدا نمی تواند شفا دهد و معجزه دیده نمی شود.آیا واقعا ما در کلیسای خودمون چقدر معجزه می بینیم؟
آیا می بینیم بهتر شدن روابط زناشویی را یا برکت یا تعلیم بیشتر را یا زیاد شدن خادمان و یا دیدن روح خدا را در میان ایمانداران را آیا ما مثل این موارد را در کلیسای خودمان هر روزه می بینیم. در واقع وقتی خوب دقت می کنیم، نمی بینیم چون ایمان ایمانداران کم است پس روح خدا دیده نمی شود و این فقط به خاطر کم ایمانی کلیسایی ها است.
متی 13، 57 و 58 و دربارة او لغزش خوردند. لیکن عیسی بدیشان گفت، نبی بیحرمت نباشد مگر در وطن و خانة خویش.
و بهسبب بیایمانی ایشان معجزة بسیار در آنجا ظاهر نساخت.
نکته : این یعنی خدا در اینجا کار نمی کند و شفا نمی دهد و معجزه نمی کند حتی خدا از بی ایمانی ایشان متعجب می شود یعنی خدا می گوید اینها دیگه چه کسانی هستند و البته خود ما نیز گاهی میگویم این دیگه کیه؟ ولی عیسی نه تنها از کار خود دست برنداشت بلکه به تعلیم بیشتر پرداخت یعنی درست وقتی که بی ایمانی ها رو دید. بله ما هم از پرت بودن مردم از بی ایمانیشان و از سختی مردم در باور متعجب می شویم ولی مثل عیسی باید سکونت کنیم، اگر کسی متوجه نمی شود اگه می فهمند یا نمی فهمند تحویلت می گیرند یا نمی گیرند نباید کم بیاریم و کار درست را انجام بدهیم و ادامه بدهیم. اگر به مردم نگاه کنید اکثر اوقات جز تلخی و تلخی نمی بینیم ولی ما نباید ساکت باشیم، باید بگیم و ما باید کار خودمونو انجام بدیم اگر در یک مکان نشد در جایی دیگر ما را حرمت خواهند کرد به حرفمان گوش خواهند داد.ما در بسیاری جاها در انجیل دیدیم عیسی ترد شده رانده شده اما نترسید و ادامه داد پس ادامه بدهید.
اعزام دوازده شاگرد
7 پس آن دوازده را پیش خوانده، شروع کرد به فرستادن ایشان جفت جفت و ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد،
8 و ایشان را قدغن فرمود که جز عصا فقط، هیچ چیز برندارید، نه توشهدان و نه پول در کمربند خود،
9 بلکه موزهای در پا کنید و دو قبا در بر نکنید.
نکته: چرا باید جفت جفت می رفتند؟ چون در کلام به "شاهد" نیازهست.
شخصی حتی شاهدان یهوه از این نکته استفاده /نادرست/می کنند دوتا خانم یا دوتا اقا حتی ممکنه با لباس های هم شکل میایند و بسیار پیله هم هستند به اینها نباید فرصت بدهید خیلی قاطع بگویید ما تعالیم شما را می دانیم ولی قبول نداریم ما پروتستان هستیم و "راستین " هستیم ضمن احترامی که برایتان قایل هستم ولی برید لطفا.
نکته چرا شاگردان هیچ چیزی با خود برندارند؟
یکی اینکه زمانیکه عیسی کسی را برای خدمت می فرستاد به او می گفت: من همه چیز را مهیا می کنم.
مهم مهم مهم
متی 6، 32 و33 پدر آسمانی شما کاملا می داند شما به چه نیاز دارید. اگر شما قبل از هرچیز، به ملکوت و عدالت خدا دل ببندید، او همه این نیازهای شما را برآورده خواهد ساخت .
یعنی اول به فکر کار من باش بقیه اش با من است یعنی من یهوه هستم پس همه چیز را من برای تو مهیا می کنم و تونیرو و فکرت را بگذار برای کار من درست مثل موقعی که پدر به فرزند میگوید تو درست را بخوان من از زیر سنگ برایت همه چیز را مهیا می کنم. ایمانداری که دائما میگوید این را می خوام آن را می خواهم، غذا می خوام، ماشین می خواهم، جواب می خواهم، اجازه اقامت و .... اما باید بدانید خداوند همه اینها را خدا برکت می دهد ولی باید اعلام کنید دعا کنید و آنچه که هست کم یا زیاد نزد خدا ببرید و بعد از سپاسگزاری بخواهید تا برکت بدهد به آنچه موجود است پس هرچیزی که به شما میرسد حتی یک لقمه نان، آن را شکر کنید یعنی بگویید که ممنون هستید و بگویید که می دانید که خداوند این نان را می دهد.
10 و بدیشان گفت، در هر جا داخل خانهای شوید، در آن بمانید تا از آنجا کوچ کنید.
11 و هرجا که شما را قبول نکنند و به سخن شما گوش نگیرند، از آن مکان بیرون رفته، خاک پایهای خود را بیفشانید تا بر آنها شهادتی گردد. هرآینه به شما میگویم حالت سدوم و غموره در روز جزا از آن شهر سهلتر خواهد بود.
نکته:عمل تکان دادن خاک پا در فرهنگ یهود یک نوع بی احترامی بوده یعنی من قید تو را زدم برای من ارزش نداری کاری به کار تو ندارم.
ونکته مهم دیگر این است که این مساله شخصی نیست و به شخص ما ربط ندارد ما باید پیام را بدهیم و ابلاغ کنیم، اگرنپذیرفتند به ما ربط ندارد ما باید کارمان را انجام بدهیم و برویم.
سدوم و غموره دو شهر لوط است یعنی کسی که پیغام تو را می شنود و عمل نمیکند داوری روی این شخص انجام می شود مثل مردم سدوم...
12 پس روانه شده، موعظه کردند که توبه کنند،
13 و بسیار دیوها را بیرون کردند و مریضان کثیر را روغن مالیده، شفا دادند.
نکته: روغن در اینجا در مورد عهد عتیق است که پادشاهان با آن مسح می کردند ودر اینجا سمبولی برای حضور روح القدس است و در اصل سمبل تدهین و شفای روح القدوس است برای ما در یعقوب 5 ، 14 اگر کسی بیمار باشد، باید از کشیشان کلیسا بخواهد که بیایند و برایش دعا کنند و بر پیشانی اش روغن بمالند و از خداوند برای او طلب شفا نمایند.
همچنین در یعقوب، تسنیه و در خروج هم ساخت روغن آمده است.
قتل یحیی تعمید دهنده
14 و هیرودیس پادشاه شنید زیرا که اسم او شهرت یافته بود و گفت که، یحیی تعمیددهنده از مردگان برخاسته است و از این جهت معجزات از او به ظهور میآید.
15 امّا بعضی گفتند که الیاس است و بعضی گفتند که نبییی است یا چون یکی از انبیا.
16 امّا هیرودیس چون شنید گفت، این همان یحیی است که من سرش را از تن جدا کردم که از مردگان برخاسته است.
هیرودیس فکر میکرده با این همه معجزه این یحیا است
15 امّا بعضی گفتند که الیاس است و بعضی گفتند که نبییی است یا چون یکی از انبیا.
نکته: عیسی گفت الیس یا ایلیا نیستم. ایلیا کسی است که طعم مرگ را نچشید و ایلیا همان الیاس است.
...
مهم مهم مهم
بعضی گفتن عیسی نبی است. این کدام نبی است ؟ جواب: یوحنا 1، 19 تا 21 روزی سران قوم یهود از شهر اورشلیم ، چند تن از کاهنان و دستیارانش را نزد یحیی فرستادند تا بدانند آیا او ادعا می کند که مسیح است یا نه .
20 یحیی ، صریحا اظهار داشت : “نه ، من مسیح نیستم . پرسیدند: “خوب ، پس که هستید؟ آیا الیاس پیامبر هستید؟” جواب داد: “نه !” پرسیدند: “آیا شما آن پیامبر نیستید که ما چشم براهش می باشیم ؟” باز هم جواب داد: “نه .”
نکته: در اینجا می بینیم نرم و آهسته عیسی معرفی شده یعنی شخصی که خدا قولش را به موسی می دهد.
همچنین در تسنیه 18 از 15 تا 18 نیز در مورد مبعوث کردن نبی وخداوندی عیسی داریم:
15 یهُوَه، خدایت، نبیای را از میان تو از برادرانت، مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید، او را بشنوید.
16 موافق هر آنچه در حوریب در روز اجتماع از یهُوَه خدای خود مسألت نموده، گفتی: «آواز یهُوَه خدای خود را دیگر نشنوم، و این آتش عظیم را دیگر نبینم، مبادا بمیرم.»
17 و خداوند به من گفت: «آنچه گفتند نیکو گفتند.
18 نبیای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت.
خوراک به پنج هزار نفر
30 و رسولان نزد عیسی جمع شده، از آنچه کرده و تعلیم داده بودند او را خبر دادند.
31 بدیشان گفت، شما به خلوت، به جای ویران بیایید و اندکی استراحت نمایید زیرا آمد و رفت چنان بود که فرصت نان خوردن نیز نکردند
نکته: استراحت لازم است.
32 پس به تنهایی در کشتی به موضعی ویران رفتند.
33 و مردم ایشان را روانه دیده، بسیاری او را شناختند و از جمیع شهرها بر خشکی بدان سو شتافتند و از ایشان سبقت جسته، نزد وی جمع شدند.
نکته: ما هم توانایی مان حدی است و نمیشود همیشه در خدمت باشیم چون مردم همیشه کار دارند همیشه نیاز دارند ولی ما هم استراحت لازم داریم همانطور که می بینیم در اینجا عیسی بیرون می رود تا استراحت کند.
نکته: اینجا عیسی دلش برای ندانستن مردم سوخت ودر عوض برای تعلیم دادن به آنها اقدام کرد یعنی اینجا عیسی برای نان نداشتن مردم دلش نسوخت بلکه برای تعلیم نداشتن مردم دلش سوخت. در زمان حاضر هم ما ایماندارداریم که بعد از سه یا چهار سال از لحاظ تعلیم صفر هستند و ما چقدر از این نوع ایمانداران زیاد داریم پس تعلیم تعلیم .... مهم است در کلام برای هر ایمانداری.
35 و چون بیشتری از روز سپری گشت، شاگردانش نزد وی آمده، گفتند، این مکان ویرانه است و وقت منقضی شده.
36 اینها را رخصت ده تا به اراضی و دهات این نواحی رفته، نان بجهت خود بخرند که هیچ خوراکی ندارند.
37 در جواب ایشان گفت، شما ایشان را غذا دهید! وی را گفتند، مگر رفته، دویست دینار نان بخریم تا اینها را طعام دهیم!
نکته 1 وضع شاگردان در اینجا به لحاظ ایمانی و درک مطالب جالب نیست چون عملا دارند مردم را رد می کنند به علت اینکه نان ندارند به آنها بدهند.
امروزه هم بسیاری روحانیون به سبب احتیاجات مردم آنها را رد می کنند ولی باید گفت ای خادم پس تو چه کاره ای و این درد آور است و متاسفانه خیلی جاها وضعیت اینطور است. در اینجا مسیح می دانست که کسی نمی تواند این مردم را سیر کند و مسیح این را می دانست و یوحنا این را ثابت می کند.
یوحنا 6، 5 تا 6 پس عیسی چشمان خود را بالا انداخته، دید که جمعی کثیر به طرف او میآیند. به فیلپُس گفت، از کجا نان بخریم تا اینها بخورند؟ و این را از روی امتحان به او گفت، زیرا خود میدانست چه باید کرد
نکته: عیسی خودش در مورد گرسنگی مردم می داند ولی می خواهد بداند من و تو چکار می کنیم؟ یعنی وقتی تو میگویی خدا چرا مردم گرسنه هستند خدا جواب می دهد تو برای این موضوع چکارکرده ای؟
وقتی خیلی ها از گرسنگی می میرند آدم، پس تو چکاره هستی؟ چرا ملیونها کیلو گوشت بعد قربانی در مکه دور ریخته می شود. یا آدم تو چرا در آمریکا گندم را برای بالانس قیمت به دریا می ریزی. دراصل این یک امتحان است و خداوند می داند اما می گوید تو چه کارمیکنی؟
نکته: خدا در هر آزمایش یک نکته را به ما میگوید.
اول قرنطیان 10،13 هیچ تجربه جز آنکه مناسب بشر باشد، شما را فرو نگرفت. اما خداامین است که نمی گذارد شما فوق طاقت خودآزموده شوید، بلکه باتجربه مفری نیز می سازد تایارای تحمل آن را داشته باشید.
نکته :ما بیشتر از حد توانمان آزمایش نمی شویم حتی بر اساس تجربه هم مفر و راه فرار هم به ما خواهد داد یعنی اگر در آزمایش گیر هم کردی و نتوانستی از پس آن بر بیایی خدا خودش راه فرار هم برایت می گذارد. پس داد نزنید افسوس نخورید شکر کنید گاهی بعد گذشت سال ها از مشکل میبینی چقدرنگرانی و ناراحتی های تو بر سر آن موضوع مورد آزمایش بیهوده بوده وخودتان می خندید به هیاهویی که راه انداخته اید.
37 در جواب ایشان گفت، شما ایشان را غذا دهید! وی را گفتند، مگر رفته، دویست دینار نان بخریم تا اینها را طعام دهیم!
38 بدیشان گفت، چند نان دارید؟ رفته، تحقیق کنید. پس دریافت کرده، گفتند، پنج نان و دو ماهی.
این یعنی خدا مجانی به کسی چیزی نمی دهد باید حرکت کنید شاگردان باید این همه آدم را میشمردند و تازه بعد آنها را نظم می دادند یعنی دسته دسته بر سبزه بنشانند.
39 آنگاه ایشان را فرمود که همه را دسته دسته بر سبزه بنشانید.
نکته مهم :اول گفت چه چیزی دارید این قانون خداست ایماندار وقتی ازخدا می خواهد که برکت بدهد به چیزی اول باید بگوید چه چیزی را خود برای این مورد دارد. مثلا خدا به موسی گفت چه چیزی داری؟ موسی گفت همین عصا و اینجا هم خداوند می پرسد چه چیزی دارید؟ شاگردان میگویند ماهی و نان اندک داریم.
نکته مهم: خداوند می گوید چه چیزی داری تا من برکتش بدهم پس ایمانداران اول ببینند چه چیزی دارند هر چیزی دارند هر چقدر هم کم و اندک بیارید به حضور خداوند اشکال ندارد، خدا برکتش می دهد پس هیچ چیزی را خار نشمارید هر چیزی که دارید هر مقدار هم که کم باشد برکت خداست.
ایه 39 مرگ اور است همه را دسته دسته ......
نکته این همه آدم را 12 شاگرد باید دسته دسته بنشانند چرا؟ نظم یعنی ایمانداران مسیحی باید نظم و دیسیپلین داشته باشند. یعنی با کتاب با اشتیاق با انضباط با هوش و حواس جمع برید کلیسا چون خدا با این همه نظم در جهان میگوید با نظم و با رفت و آمد به موقع در کلیسا با دعای قبل شروع کار کلیسا در کلیسا باشید با تشویش به کلیسا نروید.
وقتی با نظم و امنیت و امانت به کلیسا بروید برکت هم می آید امثال 10، 22 برکت خداوند دولتمند میسازد، و هیچ زحمت بر آن نمیافزاید.
یعنی برکتی که خدا می دهد در آن زحمت نیست اگر می خواهید بدانید که برکتی که گرفتی از خداوند است یا نه ببین در آن زحمت بود آیا به آسانی آمد.
5 نان و 2 ماهی را یک بچه آورد چرا؟ 5000 آدم که همین تعداد هم زن و بچه بودند چرا از میان آنان هیچکس هیچ چیزی ندادند اما واقعیت این است که به نظر می رسد خیلی ها داشتند و ندادند. اما بدانید وقتی چیزی دارید ونمی دهید برکتش برای خودت می ماند اما کسی که بخشنده است می بخشدد خدا هم به آن فزونی می دهد تا برکت به بقیه هم میرسد پس وقتی می گویی خداوند من همین را دارم و می پردازی خدا برکت میدهد و برکت به بقیه هم میرسد ما فقط به خدا می گوییم خدا این را می خواهم بده خدا آن را می خواهم بده، ولی خدای ما بیشترخدای بخشیدن است نه گرفتن پس از او یاد بگیریم که بیشتر بخشنده باشیم تا گیرنده.
اینجا پسر بچه نان را داد خدا برکت داد شاگردان توزیع کردند. در زندگی امروز هم همینطوراست یکی مهیا میکند یکی جمع می کند و خدا برکت می دهد یکی هم توزیع می کند. برای همین هم خدامی گوید هر کس دارد به او بیشتر داده خواهد شد.
از آن نان و ماهی 12 سبد اضافه آمد یعنی 12 قوم اسراییل یعنی برکت بر همه فرود آمد / 12 در کلام به معنی پر و کامل بودن است.
39 آنگاه ایشان را فرمود که همه را دسته دسته بر سبزه بنشانید.
40 پس صف صف، صد صد و پنجاه پنجاه نشستند.
نکته: اینجا تصویر را مجسم کنید خدا هم شاگردان را به چالش انداخته وهم مردم به چالش افتاده اند تا نظم پیدا کنند خیلی درس داره این مطلب حرکت شاگردان و نظم گرفتن و آماده شدن مردم نشان می دهد برای گرفتن برکت باید یک آمادگی هایی فراهم شود.
توضیح:از آیه 40 تا 44 توضیح ندارد.
راه رفتن بر روی آب
45 فیالفور شاگردان خود را الحاح فرمود که به کشتی سوار شده، پیش از او به بیت صیدا عبور کنند تا خود آن جماعت را مرخّص فرماید.
46 و چون ایشان را مرخّص نمود، بجهت عبادت به فراز کوهی برآمد.
47 و چون شام شد، کشتی در میان دریا رسید و او تنها بر خشکی بود.
نکته: اینجا عیسی همه را رها میکند و برای عبادت روی کوه می رود و بقیه را بر کشتی روی اب می فرستد، چرا روی کوه رفت؟ چرا بقیه را روی آب فرستاد؟ جواب که خیلی هم مهم است این است که معجزه را ببینی و اینکه هر گاه برکت را گرفتی موقع آزمایش است.
48 و ایشان را در راندن کشتی خسته دید زیرا که باد مخالف بر ایشان میوزید. پس نزدیک پاس چهارم از شب بر دریا خرامان شده، به نزد ایشان آمد و خواست از ایشان بگذرد.
نکته: خداوند تو را در خستگی هایت میبیند. الان در زندگی شما چقدر باد مخالف میبینید؟ چقدر خسته شدید؟ طبق همین آیه خداوند داره مارا نگاه می کند به خصوص در هنگام سختی ها و آزمایش ها
نکته :چرا خدا می خواست از قایق بگذرد ؟ چون می خواهد ببیند در سختی و بحران چقدر حواس ما به خداست آیا به بحران نگاه میکنیم و فقط سختی ها را میبینیم یا حواسمان به خداست و یادمان می ماند که همه این آزمایش ها به سبب ارتباط بیشتر ما با خداوندمان عیسی است.
و اینکه چقدر درگیر حوادث و شرایط هستیم؟ آیا در این بحران به خدا می اندیشیم یا کاملا درگیر بحران و سختی پیش آمده شدیم؟
در اینجا شاگردان فکر کردند خداوند بر روی آب، خیالی است و توضیحی برای آن رویداد و معجزه ندارند و متوجه خدا نشدند. ما خیلی مواقع اینطور می شویم حتی شواهد خدا را در هنگام بحران نمی بینیم همانطور که شاگردان در طوفان معجزه حضور خدا را هم نمی بینند.
49 امّا چون او را بر دریا خرامان دیدند، تصوّر نمودند که این خیالی است. پس فریاد برآوردند،
50 زیرا که همه او را دیده، مضطرب شدند. پس بیدرنگ بدیشان خطاب کرده، گفت، خاطر جمع دارید! من هستم، ترسان مباشید!
51 و تا نزد ایشان به کشتی سوار شد، باد ساکن گردید چنانکه بینهایت در خود متحیّر و متعجّب شدند،
52 زیرا که معجزه نان را درک نکرده بودند زیرا دل ایشان سخت بود.
نکته: پس عیسی به دادشاگردان رسید چون دید آنها خدا را نمی بینند بنابراینخودش گفت نترسید "من هستم".
نکته مهم وجالب: یکی از مواقع که خدا خودش را معرفی کرد اینجا بود با مشهور ترین جمله کتاب مقدس" من هستم".
نکته دیگر: شاگردان معجزه برکت نان و ماهی را در نیافتند و ما نیز الان همینطورهستیم ودر شرایطی حتی می بینیم کسانی هستند که نه تنها مطلب را نمگیرند بلکه نمیخوادبفهمند و بگیرند ولی باید گفت ای مردم معجزه های خدا هر روزه اتفاق می افتند پس حضور خدا را در زندگیتان ببینید و درک کنید و بفهمید. این نشان میدهد که هوشیار باشیم برای معجزه های هر روزه درهر موقع وهر جا که هستیم.
شفای عده ای بسیار
53 پس از دریا گذشته، به سرزمین جَنِیسارَت آمده، لنگر انداختند.
54 و چون از کشتی بیرون شدند، مردم در حال او را شناختند،
55 و در همة آن نواحی بشتاب میگشتند و بیماران را بر تختها نهاده، هر جا که میشنیدند که او در آنجا است، میآوردند.
56 و هر جایی که به دهات یا شهرها یا اراضی میرفت، مریضان را بر راهها میگذاردند و از او خواهش مینمودند که محض دامن ردای او را لمس کنند و هر که آن را لمس میکرد شفا مییافت.
وقتی باز میگوید دستش را به قصد لمس عیسی دراز کرد یعنی "ایمان به معجزه" درست مثل آن زن بیمار که بعد از 12 سال سختی و مرارت فقط دست دراز کرد برای لمس لباس عیسی و این اهمیت بشارت را نشان می دهد پس بشارت بدهید نترسید بشارت ها را بشنوید و سپس آن را به همه بگویید یادمان می آید که برای برادر نیما این اتفاق افتاد در فلان موقع برای برادر کریم اون برای فلانی اون و من و ....
نکته: در مورد کتاب مقدس، مهم است که ما باب ها را بخوانیم و برکتی را که می گیریم بگوییم این مهم است که ما خودمون قلبمان باز بشه و برای ما معانی آیات کشف بشود.
گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر