۱۳۹۳ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

آموزش کلام مقدس / مرقس 8



                             




گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی
خوراک به چهارهزار نفر
 1   و در آن ایّام باز جمعیّت، بسیار شده و خوراکی نداشتند. عیسی شاگردان خود را پیش طلبیده، به ایشان گفت،
 2   بر این گروه دلم بسوخت زیرا الآن سه روز است که با من می‌باشند و هیچ خوراک ندارند.
 3   و هرگاه ایشان را گرسنه به خانه‌های خود برگردانم، هرآینه در راه ضعف کنند، زیرا که بعضی از ایشان از راه دور آمده‌اند.
نکته: عده ای زیادی از مردم باز دنبال عیسی هستند و مطابق معمول هر کدام انگیزه های مختلف دارند و نکته این است که عیسی دلش برا آنها سوخت و این در حالی است که  عیسی وضعیت همه این مردم را می بیند و این مردم یهودیانی بودند که از ضعف و نیازی که هرکدام به نوعی داشتند به دنبال عیسی رفته بودند و امروزه ما هم خیلی اوقات از ضعف به دنبال عیسی می رویم.
 4   شاگردانش وی را جواب دادند، از کجا کسی می‌تواند اینها را در این صحرا از نان سیر گرداند؟
مهم مهم نکته: این فاجعه است چون اوج کم ایمانی شاگردان در اینجا دیده می شود ولی از طرفی شاگردان گناهی ندارند زیرا خود ما نیز همینطورهستیم و نمی توانیم بر این موضوع خرده بگیریم چون ما هم همین هستیم. نکته جالب در این سست ایمانی مربوط به این می شود که  چون ما دو معجزه نان و سیر شدن داریم و شاگردان هر دو معجزه را به تازگی دیده بودند ولی چقدر زود معجزه های قبلی را فراموش کردند، خود ما هم همینطورهستیم، ما خیلی معجزه دیدیم و می بینیم ولی زود فراموش می کنیم. فراموش میکنیم که همانند قوم اسراییل چقدر دریاها  بر روی ما باز شده اما فراموش کردیم. اما بیایید یک لحظه چشم ببندیم و به یاد بیاوریم خدا چه کارها برای ما انجام داده است. پس هر روزه می توانیم اینطور دعا کنیم "خدای دیروز ما خدای امروز و فردای ما هم هست" . ما باید به یاد داشته باشیم که در بحران به خدا و نشانه هایش توجه کنیم نه آنکه به بحران بیندیشیم و غر بزنیم و درگیر بحران شده و خدا را فراموش کنیم.
مزمور 103 ایه 2   ای جان من خداوند را متبارک بخوان و جمیع احسانهای او را فراموش مکن!
نکته : اینه که نه ما و نه شاگردان نباید خدا را فراموش نکنیم، پس وقتی به بحران می رسیم خدا را فراموش نکنیم .
 5   از ایشان پرسید، چند نان دارید؟ گفتند، هفت.
 6   پس جماعت را فرمود تا بر زمین بنشینند؛ و آن هفت نان را گرفته، شکر نمود و پاره کرده، به شاگردان خود داد تا پیش مردم گذارند. پس نزد آن گروه نهادند.
 7   و چند ماهی کوچک نیز داشتند. آنها را نیز برکت داده، فرمود تا پیش ایشان نهند.
 8   پس خورده، سیر شدند و هفت زنبیل پر از پاره‌های باقیمانده برداشتند.
 9   و عدد خورندگان قریب به چهار هزار بود. پس ایشان را مرخّص فرمود.
نکته: عیسی اینجا هم هدف تعلیم دارد و هم در کنار این تعلیم به ما خوراک معنوی می دهد و ایماندار شب گرسنه از معنویات نخواهد خوابید. "آمین"

درخواست آیتی آسمانی
 10   و بی‌درنگ با شاگردان به کشتی سوار شده، به نواحی دَلْمانُوتَه آمد.
 11   و فریسیان بیرون آمده، با وی به مباحثه شروع کردند. و از راه امتحان آیتی آسمانی از او خواستند.
نکته: دوبار فریسیان آمدند و این دفعه آمدند تا برای امتحان کاری کنند و ما هم امروزه خیلی این کار را می کنیم مثلا زیاد اتفاق افتاده که هر کدام از ما گفته ایم، اگر خدا فلان کار را بکند من ایمان می آورم، اگر خدا بهمان کار را بکند من  ... و در اصل به نوعی شرط می گذاریم. ولی در اصل ما هم مثل فریسیان خواهیم بود به همین سبب عیسی اینجا از ته دلش آه می کشد. وامروز هم عیسی از دست ما هم خیلی آه می کشد و می بینیم که در آن زمان به فریسی ها می گوید:  برای چه چیزی معجزه می خواهید. دیگر نخواهید دید چون عیسی معجزات بسیار انجام داد، دیگر این بهانه جویی بود و امروز هم برای ما هم همینطوراست زیرا ما مرتب می بینیم و باور نداریم. اما بیاییم باور کنیم.
متی 12 ایه 39    او در جواب ایشان گفت، فرقه شریر و زناکار آیتی می‌طلبند و بدیشان جز آیت یونس نبی داده نخواهد شد.
متی 16 ایه 4    فرقه شریرِ زناکار، آیتی می‌طلبند و آیتی بدیشان عطا نخواهد شد جز آیت یونس نبی. پس ایشان را رها کرده، روانه شد.
نکته: در اینجا عیسی اینقدر دلش خون است که از ناسزا استفاده می کند و میگوید نسل زناکار که البته با داشتن اطلاع از فرهنگ آن زمان یهود این بددهنی نیست و منظور این است که این افراد از نسل شیطان هستند و دیگر اینکه می گوید همانطور که یونس پس از نافرمانی  در شکم ماهی افتاد من هم باید به دل زمین بروم و چون یونس بعد از 3 روز از دل ماهی قیام کرد من هم باید بعد از سه روز از دل خاک بیرون بیایم و دیگر معجزه ای در کار نخواهد بود.
نکته دیگر این است که معجزه یونس و به سر بردن او در شکم ماهی با معجزات عیسی فرقی ندارد و اگر بنا به ناباروری باشد  ما کلا باید منکر کتاب مقدس باشیم.
شاید یونس هم چون عیسی درون شکم نهنگ مرده و خداوند پس از سه روز او را قیام داده و پیشنهاد می شود داستان یونس نبی را بخوانید چون بسیار خوب و آموزنده است بویژه کم نیز هست.
 12   او از دل آهی کشیده، گفت، از برای چه این فرقه آیتی می‌خواهند؟ هرآینه به شما می‌گویم آیتی بدین فرقه عطا نخواهد شد.

هشدار درباره تعالیم غلط
 13   پس ایشان را گذارد و باز به کشتی سوار شده، به کناره دیگر عبور نمود.
نکته: عیسی مرتب در حال حرکت است و این نمونه یک شبان است و خادم باید در حرکت باشد و خدمت کند و الان در جاهایی هست مثل آمریکا که مردم گاهی شبانان را 6 ماه یکبار هم نمی بینند چون قانون هر دخالتی در زندگی ها را فوری محکوم می کند بنابر این هر نوع پیشنهاد و استقبال مردم از گفته های کشیش ممکن است تعبیر به دخالت در زندگی شخصی محسوب شود و این خود مانع است/ می توان گفت شریر در این مهم نقش دارد.
 14   و فراموش کردند که نان بردارند و با خود در کشتی جز یک نان نداشتند.
 15   آنگاه ایشان را قدغن فرمود که با خبر باشید و از خمیرمایه فریسیان و خمیرمایه هیرودیس احتیاط کنید!
نکته: این آیه تمام مایه خدمتی برادر نیما / مدرس درس حاضر/است زیرا تمام ملکوت از این ایه است. نکته : یعنی ایماندار اگر این آیه را بفهمد و درک کند زندگی او پر از سلامت خواهد بود و این مثل بسیار ملموس است چون یک قاشق کوچک از خمیر مایه می تواند هزاران کیلو خمیر خوب را نابود کند پس ایمانداران مواظب باشید چه چیز هایی در زندگیتان وارد می شود.
نکته دیگر اینکه: وقتی می گوید فریسیان، منظور مذهب است که دورویی، فریبکاری، غیبت، بی اعتنایی به والدین و  ... را پرهیز کنید وقتی میگوید هیرودیس زر زور، پول، دنیا، قدرت طلبی، سلطه گری و .. منظور است.
در دنیای امروز، خمیر مایه بد، انجیل های دروغین  است که سخنان تحریف شده از زبان خداوند را رواج می دهند به عنوان مثال میگویند: امروز به عنوان یک مسیحی باید میلیونر باشید، اینها خمیر مایه ای است که باید مواظب باشید در خمیر مایه اصلی شما قرار نگیرد.
پس در دعای هرروز بگوییم خدا هر خمیر مایه به غیر از خمیر مایه خودت در من نباشد و اگر هم ایماندار چنین چیزی را درون خود حس کرد با دعا و روزه آن را بیرون بیاندازد و شما ایمانداران اگر از خمیر مایه های بد، درون هم دیدید به یکدیگران هشدار بدهید.
 16   ایشان با خود اندیشیده، گفتند، از آن است که نان نداریم.
 17   عیسی فهم کرده، بدیشان گفت، چرا فکر می‌کنید از آن‌جهت که نان ندارید؟ آیا هنوز نفهمیده و درک نکرده‌اید و تا حال دل شما سخت است؟
نکته : عیسی از خمیر مایه فریسی و هیرودیس می گوید و شاگردان از گرسنگی می گویند،  اینجا شاگردان فکر کردند و عیسی فهمید / که باز نشان ازخداوندی عیسی می دهد مگر  جز خدا می تواند افکار دیگران را بخواند و فهم کند./
نکته دیگر اینکه:   کلمه تا حال دارد به این مطلب مهم اشاره می کند که  ایماندار بعد دو یا سه یا 14 سال در ایمان بودن هنوز اصل مطلب را نفهمیده است.                                                                                                                                                   
 18   آیا چشم داشته نمی‌بینید و گوش داشته نمی‌شنوید و به یاد ندارید؟
19   وقتی که پنج نان را برای پنج هزار نفر پاره کردم، چند سبد پر از پاره‌ها برداشتید؟ بدو گفتند، دوازده.
 20   و وقتی که هفت نان را بجهت چهار هزار کس؛ پس چند زنبیل پر از ریزه‌ها برداشتید؟ گفتندش، هفت.
 21   پس بدیشان گفت، چرا نمی‌فهمید؟
 نکته: عیسی اینجا نگران است و می گوید هنوز نمی بینید چرا نمی فهمید  پس ما باید دعا کنیم و مهم است که قبل خواندن کلام باید دعا کنی تا صاحب کلام مطالب را برایت باز کند و شاگردان هم در ان موقع مفهوم کلام را نمی فهمیدند.
شفای مرد نابینا
 22   چون به بیت صیدا آمد، شخصی کور را نزد او آوردند و التماس نمودند که او را لمس نماید.
 23   پس دست آن کور را گرفته، او را از قریه بیرون برد و آب دهان بر چشمان او افکنده، و دست بر او گذارده از او پرسید که چیزی می‌بینی؟
 24   او بالا نگریسته، گفت، مردمان را خرامان، چون درختها می‌بینم.
 25   پس بار دیگر دستهای خود را بر چشمان او گذارده، او را فرمود تا بالا نگریست و صحیح گشته، همه‌چیز را به خوبی دید.
 26   پس او را به خانه‌اش فرستاده، گفت، داخل ده مشو و هیچ کس را در آن جا خبر مده.
نکته: اتفاق تازه ای اینجا می بینیم یک - عیسی اینجا دو مرتبه دعا می کند، چرا؟ جواب: در اینجا او به شاگردان  یاد می دهد،  در ابتدا که ایمان می آوریم همه چیز مبهم است کلام را می خوانید مبهم استف عهد قدیم را می خوانید می گویید وای، اصلا من نمی خواهم، این چه چیزهایی است دیگر، و در کل  وقایع تازه بعد از ایمانداری برایتان خیلی گنگ است و در دفعات بعد است که برایتان روشن می شود و نکته دوم -  اینکه  استمرار در دعا را یادآوری می کند . پس یاد بگیریم که باید در دعا بمانیم، تا جواب بگیریم.
و نکته سوم -  این است که گاهی عیسی به علت کم ایمانی دیگران قادر به انجام معجزه نمی باشد.
نکته چهارم - کور هم کور مادر زاد نیست چون سایه هایی می بیند واین یک شفای تدریجی است و خیلی وقت ها شفاها در زندگی ما به مرور زمان انجام می شوند.
مرقس 5 آیه 6 و 5     و در آنجا هیچ معجزه‌ای نتوانست نمود جز اینکه دستهای خود را بر چند مریض نهاده، ایشان را شفا داد.
و از بی‌ایمانی ایشان متعجّب شده، در دهات آن حوالی گشته، تعلیم همی‌داد.
در شفا کور ما می بینیم کم ایمانی مردم باعث می شود تا عیسی کور را به جای دیگر می برد زیرا در حضور بی ایمانان شفا انجام نمی پذیرد.
جمع بندی : پس ما وقتی وارد نور خدا می شویم همه چی مات و مبهم است و استمرار در دعا و عدم معجزه به علت کم ایمانی و تدریجی بودن بعضی معجزات، مجموعا 4 درس است که از این آیه می گیریم.
نکته جالب دیگر در این آیه در مورد کوری که مردم از او جویای شفا دهنده می شوند شخص کور هیچ چیز از عیسی نمی داند اما به مرور که داستان جلو می رود کور شفا یافته و بعد از شفا  کور به مرور و تدریجی به شناخت عیسی می رسد اول میگوید مردم می گویند عیسی است و بعد از مدتی می گوید نبی است و.... که همه اینها نشان از یک واقعه تدریجی است و در آخر می گوید ای خداوند ایمان آوردم. هللویا
پس این یک نشانه شفا تدریجی است و به کسی فشار نیاورید تا او را وادار به فهمیدن کنید. به عبارتی بشارت نه فشارت.
اعتراف پطرس
 27   و عیسی با شاگردان خود به دهات قیصریّه فِیلِپُّس رفت. و در راه از شاگردانش پرسیده، گفت که، مردم مرا کِه می‌دانند؟
نکته: اینجا عیسی معجزات را انجام داده حالا می پرسد از شاگردان من کی هستم؟
 28   ایشان جواب دادند که یحیی تعمید‌دهنده و بعضی الیاس و بعضی یکی از انبیا.
نکته: آنها که عیسی را یحیی می گویند چون یحیی را دیده بودند واقعا نباید این را می گفتند.
 29   او از ایشان پرسید، شما مرا کِه می‌دانید؟ پطرس در جواب او گفت، تو مسیح هستی.
 30   پس ایشان را فرمود که هیچ‌کس را از او خبر ندهند.
نکته: متی 16 ایه 14 تا 17     گفتند، بعضی یحیی تعمید‌دهنده و بعضی الیاس و بعضی اِرمیا یا یکی از انبیا.
 15   ایشان را گفت، شما مرا که می‌دانید؟
 16   شمعون پطرس در جواب گفت که، تویی مسیح، پسر خدای زنده!
 17   عیسی در جواب وی گفت، خوشابحال تو ای شمعون بن یونا! زیرا جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است.
 نکته: خداوندی عیسی را کسی نمی تواند به کسی ثابت کند بلکه خدا باید در را باز کند برای همه تا این را بفهمند.
عیسی هم می گوید جسم و خون این را اشکار نکرد و پدر آسمانی باید این را باز کند و این با منطق و جسم و وضع ما سازگار
نمی شود و به قول پولس رسول، خدا باید مکاشفه بدهد.
نکته: مکاشفه یعنی اینکه چه چیزی از خواندن کلام برایت باز شده است.
پس صاحب کلام باید بیاید تا معنای کلام  را برای شما معلوم کند.
افسسیان  1 آیه های 16 تا 18    باز نمیایستم از شکر نمودن برای شما و از یاد آوردن شما در دعاهای خود، 17   تا خدای خداوند ما عیسی مسیح که پدر ذوالجلال است، روح حکمت و کشف را در معرفت خود به شما عطا فرماید. 18   تا چشمان دل شما روشن گشته، بدانید که امید دعوت او چیست و کدام است دولت جلال میراث او در مقدّسین،
31   آنگاه ایشان را تعلیم دادن آغاز کرد که لازم است پسر انسان بسیار زحمت کشد و از مشایخ و روسای کهنه و کاتبان رّد شود و کشته شده، بعد از سه روز برخیزد.
نکته: نخستین پیشگویی عیسی درباره مرگ خود در اینجا دیده می شود.
نکته :  عیسی در اینجا کم کم پلان و نقشه اصلی را می گوید و از ماموریتش می گوید.
 32   و چون این کلام را علانیه فرمود، پطرس او را گرفته، به منع کردن شروع نمود.
 33   امّا او برگشته، به شاگردان خود نگریسته، پطرس را نهیب داد و گفت، ای شیطان از من دور شو، زیرا امور الهی را اندیشه نمی‌کنی بلکه چیزهای انسانی را.
نکته: چرا عیسی در اینجا به پطرس می گوید و شیطان گفتن به پطرس برای چه چیزی است؟ جواب: یعنی شیطان اینجا از دهن پطرس حرف می زند وعیسی در اصل نه به پطرس بلکه به شیطان نهیب می زند. و ما هم اگر به امور انسانی بیندیشیم مثل پطرس می شویم و شیطان از زبان ما به سخن گفتن می پردازد و ایماندار گاهی به دست دشمن می افتد پس ایمانداران باید مواظب باشند که چه می گویند.
 34   پس مردم را با شاگردان خود خوانده، گفت، هر که خواهد از عقب من آید، خویشتن را انکار کند و صلیب خود را برداشته، مرا متابعت نماید.
نکته: انجیل صندوق برآوردن آرزوها نیست.
لوقا 9 ایه 23 پس به همه گفت: «اگر کسی بخواهد مراپیروی کند میباید نفس خود را انکار نموده، صلیب خود را هر روزه بردارد و مرا متابعت کند..
در این آیه که لوقا همان مطلب را گفته یک نکته کلیدی اضافه دارد "هر روزه" پس هر روز باید نفس خود را انکار کنید و هر روز توبه کردن از گناهان لازم است. این که بگویید من دو سال است ایمان آوردم، خوب این یعنی در این مدت دیگر گناهی نکرده ام.
  پس دعا کن هر روز نفس خود را انکار کن و هر روز خودت و خانواده را به زیر صلیب مسیح ببر و از خواسته های دنیا دل بکن و بدان این یعنی اینکه درد مردم و سختی مردم و را به دوش کشیدن نه سختی به خود دادن، یعنی ایمانداران بروید و سعی کنید دردی از دردهای مردم را کاهش بدهید.
 نکته: می گوید هر که  به این معنی که همه ایمانداران نه فقط بزرگان
لوقا  9 ایه 57 تا 62    و هنگامی که ایشان می‌رفتند، در اثنای راه شخصی بدو گفت، خداوندا، هر جا روی تو را متابعت کنم.
 58   عیسی به وی گفت، روباهان را سوراخها است و مرغان هوا را آشیانه‌ها، لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست.
 59   و به دیگری گفت، از عقب من بیا. گفت، خداوندا اوّل مرا رخصت ده تا بروم پدر خود را دفن کنم.
 60   عیسی وی را گفت، بگذار مردگان مردگان خود را دفن کنند. امّا تو برو و به ملکوت خدا موعظه کن.
 61   و کسی دیگر گفت، خداوندا تو را پیروی می‌کنم لیکن اوّل رخصت ده تا اهل خانة خود را وداع نمایم.
 62   عیسی وی را گفت، کسی که دست را به شخم زدن دراز کرده، از پشت سر نظر کند، شایستة ملکوت خدا نمی‌باشد.
خود را دفن کنند. اما تو برو و به ملکوت خداموعظه کن.» و کسی دیگر گفت: «خداوندا تورا پیروی میکنم لیکن اول رخصت ده تا اهل خانه خود را وداع نمایم.» عیسی وی را گفت: «کسیکه دست را به شخم زدن دراز کرده از پشت سر نظر کند، شایسته ملکوت خدا نمی باشد.»
نکته: وقتی آمدی در خدمت، دیگر نمی توانی برگردی اگر برگردی شایسته ملکوت خدا نخواهی بود و این بسیار مهم است ایماندار باید از این آیه بترسد. اولویت ایماندار ملکوت خداست پس بهانه آوردن را کنار بگذاریم چون همه این اشخاص در اصل بهانه می آورند.
مرقس 10 ایه 28 تا 30     پطرس بدو گفتن گرفت که، اینک، ما همه‌چیز را ترک کرده، تو را پیروی کرده‌ایم.
 29   عیسی جواب فرمود، هرآینه به شما می‌گویم کسی نیست که خانه یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا اولاد یا املاک را بجهت من و انجیل ترک کند،
 30   جز اینکه الحال در این زمان صد چندان یابد از خانه‌ها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاک با زحمات، و در عالم آینده حیات جاودانی را.
 پطرس بدوگفتن گرفت که «اینک ما همه چیز را ترک کرده، تورا پیروی کرده ایم.» عیسی جواب فرمود: «هرآینه به شما میگویم کسی نیست که خانه یابرادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا اولاد یااملاک را بجهت من و انجیل ترک کند، جزاینکه الحال در این زمان صد چندان یابد ازخانه ها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاک با زحمات، و در عالم آینده حیات جاودانی را.
نکته : پطرس اینجا منت می گذارد که ترک کرده ایم و پیروی کرده ایم ... خدا می گوید تو بیا من صد چندان به تو می دهم.

 35   زیرا هر که خواهد جان خود را نجات دهد، آن را هلاک سازد؛ و هر که جان خود را بجهت من و انجیل بر باد دهد آن را برهاند.
36   زیرا که شخص را چه سود دارد هر گاه تمام دنیا را ببرد و نَفْس خود را ببازد؟
37   یا آنکه آدمی چه چیز را به عوض جان خود بدهد؟
نکته: چرا عیسی می گوید من وانجیل؟ جواب:  انجیل یعنی خبر خوش و این خبر خوش برای مردم است و عیسی می گوید رابطه تو با من تنها کافی نیست و خبر خوش را ببر برای مردم و به عبارتی برای مردم همه کار بکن و ایماندار اگر به خاطر عیسی و مردم قبول کند که همه چیز را از دست بدهد، خدا صد چندان به این ایماندار خواهد داد.

 38   زیرا هر که در این فرقه زناکار و خطاکار از من و سخنان من شرمنده شود، پسر انسان نیز وقتی که با فرشتگان مقدّس در جلال پدر خویش آید، از او شرمنده خواهد گردید.
نکته: منظور از زنا زنای روحانی است یعنی فرقه چسبیده به دنیا و چسبیده به مادیات و ما ایماندار اینچنینی زیاد داریم
منظور عیسی در مورد زنا در زناشویی هم  زنای روحانی است واین کاملا مفهوم روحانی دارد واگر یک زن زیر مشت و لقد در حال نابود شدن است نباید در این ظلم بماند، بلکه اینجا منظور قوم اسراییل است. چون خدا در کلام گفته قوم من مثل زن من است و چون قوم اسراییل به قوم های دیگر وصلت می کردند و ناخالصی ایجاد می شد این مثل را برایشان آورد تا بفهمند نه زن باید در ظلم شوهر بماند.
یعقوب 4، 4   ای زانیات، آیا نمیدانید که دوستیِ دنیا، دشمنی خداست؟ پس هرکه میخواهد دوست دنیا باشد، دشمن خدا گردد.
نکته: لذت ببرید نه اینکه زنا کنید نه اینکه هر کاری بکنید نه اینکه دوستی با این دنیا را برقرار کنید  اما به خودتون برسید مشکل نیست.


گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی

هیچ نظری موجود نیست: