۱۳۹۳ بهمن ۱۹, یکشنبه

آموزش کلام مقدس/ مرقس7



گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی
پاکی درون
 1   و فریسیان و بعضی کاتبان از اورشلیم آمده، نزد او جمع شدند.
 2   چون بعضی از شاگردان او را دیدند که با دستهای ناپاک یعنی ناشسته نان می‌خورند، ملامت نمودند،
نکته: در اول هر باب علما دام پهن کردند برای به دام انداختن عیسی و فریسیان فرقه ای بودند که در دین خودشان بسیار عالم بودند و مفهوم کلمه فریسی یعنی جدا شده و این نام گذاری به این سبب بود که آنها خودشان را جدا از بقیه می دانستند و این فریسی ها چند بخش بودند مثلا یه بخش آنها به "فریسیان حساب گر" مشهور بودند و مرتب محاسبه می کردند که چه مقدار از کدام احکام را انجام دادند و عده ای از اینها به "فریسیان خون الود "مشهور بودند چون نگاهشان به زمین بود تا چشمشان به زنان و نا محرمان  نیافتد و مرتب به موانع و در و دیوار برخورد می کردند .
نکته عیسی یک خصیصه دارد که با ریاکاران اصلا کنار نمی آید و ما در کلام می بینیم که خداوند  با قشر ریاکاران اصلا کنار نیامده است.
 3   زیرا که فریسیان و همة یهود تمسّک به تقلید مشایخ نموده، تا دستها را بدقّت نشویند غذا نمی‌خورند،
این طبیعی است که یهودیان و فریسیان همیشه سعی در مچ گیری مسیح داشتند و در حال حاضر هم آتئیست ها این کار را می کنند.
 4   و چون از بازارها آیند تا نشویند چیزی نمی‌خورند و بسیار رسوم دیگر هست که نگاه می‌دارند چون شستن پیاله‌ها و آفتابه‌ها و ظروف مس و کرسیها.
 5   پس فریسیان و کاتبان از او پرسیدند، چون است که شاگردان تو به تقلید مشایخ سلوک نمی‌نمایند بلکه به دستهای ناپاک نان می‌خورند؟
نکته: بهانه گیری فریسی ها اینجا چه معنی می دهد؟ چون این یک بهانه الکی است. جواب:  الان شستن دست بین ما یک امر بهداشتی است اما در آیین یهود مفهوم شستن یک امر مذهبی است و منظور از بازارها امت های غیر یهودی است و چون هنگام راه رفتن در بین مردم بدنشان به دیگران می خورده فکر می کردند که نجس شده اند وباید خود را طاهر کنند در اصل این یه جورایی یعنی نژادپرستی در آن زمان محسوب می شده است. واین ها در کل به یک نوع ریاکاری و فریبکاری رسیده بودند و حتی روحیه محکومیت بقیه مردم و امت ها در نظر اینان برقرار بود برای همین سعی کردند این مساله را به عیسی مسیح هم تعمیم بدهند.
 6   در جواب ایشان گفت، نیکو اخبار نمود اشعیا دربارة شما ای ریاکاران، چنانکه مکتوب است، این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارند لیکن دلشان از من دور است.
نکته: عیسی اینجا از طریق کلام و پیامبر خودشان آنها را محکوم می کند.
اشعیا 29،  13   و خداوند می‌گوید: «چونکه‌ این‌ قوم‌ از دهان‌ خود به‌ من‌ تقرّب‌ می‌جویند و به‌ لبهای‌ خویش‌ مرا تمجید می‌نمایند، امّا دل‌ خود را از من‌ دور کرده‌اند و ترس‌ ایشان‌ از من‌ وصیتی‌ است‌ که‌ از انسان‌ آموخته‌اند؛
یعنی فقط حرفش را می زنند ولی قوت نیست با لب میگویند مسیح ولی دلشان کجاست؟ افکارشان کجاست؟ به چه می اندیشند؟ عیسی میگوید شما دلتان از خدا دور است .
عیسی میگوید شما به یک چیزهایی الکی چسبیده اید امروز هم ما خیلی ها را می بینیم که بهانه می آورند و عیسی با گفتن آفتابه و پیاله از بی ارزشی سنت ها و افکار بیخود سخن میگوید یعنی اصل را ول کردن و چسبیدن به فرعیات.
 7   پس مرا عبث عبادت می‌نمایند زیرا که رسوم انسانی را به جای فرایض تعلیم می‌دهند،
 8   زیرا حکم خدا را ترک کرده، تقلید انسان را نگاه می‌دارند، چون شستن آفتابه‌ها و پیاله‌ها و چنین رسوم دیگر بسیار به عمل می‌آورید.
 9   پس بدیشان گفت که، حکم خدا را نیکو باطل ساخته‌اید تا تقلید خود را محکم بدارید.
نکته: عیسی در اینجا یه جورایی می گوید دستتون درد نکند یعنی دارید این آیین را با کارهایتان نابود می کنید دستتان درد نکند.
 10   از این جهت که موسی گفت، پدر و مادر خود را حرمت دار و هر که پدر یا مادر را دشنام دهد، البتّه هلاک گردد.
 11   لیکن شما می‌گویید که هرگاه شخصی به پدر یا مادر خود گوید، آنچه از من نفع یابی قربان یعنی هدیه برای خداست
 12   و بعد از این او را اجازت نمی‌دهید که پدر یا مادر خود را هیچ خدمت کند.
نکته: این آیه خیلی سنگین است، چون عیسی از تقلیدهای کورکورانه که در یهودیت وجود دارد صحبت می کند و اینجا با اوردن پدر و مادر و هدیه دادن و از خدمت میگوید منظورش رسم مهمی در آن زمان است که می گوید پدر و مادر خود را احترام و نیکی و محبت کنید  و این یک پیش زمینه تاریخی دارد این موضوع در فرهنگ یهود یک نظری بوده و نذر می کردند بعد مردن ما خانه و زندگی ما نذر خداست و حتی در زنده بودنشان اگر نیاز هم داشتند، اجازه نداشتند دست به آن اموال نذر شده بزنند و این یک بهانه می شد برای اینکه حتی به پدر و مادر خودشان هم رسیدگی نکنند و این نذر را بهانه می کردند که به پدر و مادر خودشان نرسند و با ریاکاری مال خود را نگاه می داشتند و عیسی این مساله را به آنها یاد آوری میکند در اینجا و به آنها و به ما میگوید ادای روحانی بازی در نیاورید و به اسم خدا از شکم مردم نزنید  و ما الان می بینیم مردم از گرسنگی در حال  تلف شدن هستند و ضریح های طلا با هزینه های فراوان ساخته می شود و عیسی خیلی راحت می گوید شما  قوانین ده فرمان را شکستید و عیسی به ایشان می گوید یکی از ده فرمان را شکستید و ما می دانیم که اگر یکی از ده فرمان شکسته بشه بقیه را هم از دست داده ایم و عیسی به همین راحتی با کلام آنها را محکوم می کند.  و امروز هم ما شبیه همین امر را داریم انجام می دهیم و با محکوم کردن دیگر مسیحیان  در کلیسا ها داریم همین کار را انجام میدهیم.
 13   پس کلام خدا را به تقلیدی که خود جاری ساخته‌اید، باطل می‌سازید و کارهای مثل این بسیار بجا می‌آورید.
 14   پس آن جماعت را پیش خوانده، بدیشان گفت، همة شما به من گوش دهید و فهم کنید.
 15   هیچ چیز نیست که از بیرون آدم داخل او گشته، بتواند او را نجس سازد بلکه آنچه از درونش صادر شود آن است که آدم را ناپاک می‌سازد.
 16   هر که گوش شنوا دارد بشنود.
نکته: فکر و ذکر یهودی ها درگیر این چیزها بود که  چه بکنیم چه نکنیم الان هم سووال ها همین است مشروب بخوریم یا نخوریم، این کار را بکنم یا نکنم و ... . عیسی خیلی راحت جواب می دهد هر چیزی می خورید و خارج میشود مشکل ندارد اما یادتان باشد هر چیزی ر ا زیاده روی کنید مسلم است که آزار و عوارض جانبی دارد. ولی وقتی شب تا صبح از حسادت داری دندان روی دندان می سابی نجس هستی، وقتی شب تا صبح داری سنگ میزنی به دیگران، وقتی شب تا صبح قضاوت می کنی برای دیگران، اینها نجاست است. این شیوه های نجس نباید باشد. این افکار و شیوه تفکر تو ست که وجود تو را نجس می سازد پس دعا کنیم خداوندا نیت و انگیزه های من را پاک کن، خداوندا هرروز انگیزه های من را تفتیش کن خداوندا من را هروز پاک کن از بدی ها از لغزش ها و این مهم است که ما نباید ادای ایماندار را در بیاوریم خدا از تعفن این امر حالش بد میشود.
داوود بدترین اوضاع را در میان ایمانداران آن موقع داشته چونکه زنا میکنه جنگ می کنه آدم می کشه و کلی اشتباه داره ولی چرا خدا عاشق داوود بود؟ چون داوود هر چی بود خودش بود. دروغ می گفت، زنا می کرد، می کشت اما می گفت  کرده ام. پس خدا دوستش داشت.
پس ای ایماندار بپذیر هر چه هستی و هر چه داری نزد خدا ببر، هر چقدر کم یا غلط باشد اما ببرش نزد خدا یعنی به کسی که تازه به کلیسا آمده اگر برا کیس رفتی به کلیسا بگو این را و همین را ببر نزد خدا و راستش را بگو مطمئن باش خداوند همین دلیل اندک را برکت می دهد و به مقصود خودت خواهی رسید و حتی مقاصد عالی تر و ارزنده تر را به دست خواهی آورد.
نکته دیگر اینکه باید ببینی خدا چطور انگیزه و نیت ما را می بیند.
ارمیا17، 9 تا 10    دل‌ از همه‌ چیز فریبنده‌تر است‌ و بسیار مریض‌ است‌ کیست‌ که‌ آن‌ را بداند؟
   من‌ یهوه‌ تفتیش‌ کننده‌ دل‌ و آزماینده‌ گُرده‌ها هستم‌ تا بهر کس‌ بر حسب‌ راه‌هایش‌ و بر وفق‌ ثمره‌ اعمالش‌ جزا دهم‌.»
نکته:  میگوید دل ما فریبنده و مریض است اما ما نمی خواهیم قبول کنیم و خدا میگوید دل شما بیمار و مریض داغون است و شما باید بدانید وقتی دلت بیمار است تمام وجودت بیمار است و این را در دعا داشته باشید و بگویید خدا دل من را از بیماری نجات بده.پس نیت و انگیزه را درست کن براش دعا کن تا درست باشد.
جامعه 9، 3 می‌شود؛ و اینکه‌ دل‌ بنی‌آدم‌ از شرارت‌ پر است‌ و مادامی‌ که‌ زنده‌ هستند، دیوانگی‌ در دل‌ ایشان‌ است‌ و بعد از آن‌ به‌ مردگان‌ می‌پیوندند.
نکته بدترین اتفاق این است که دل انسان پر از شرارت است و کلام این را 2600 یا 2700 سال پیش گفته است و یهودیان و فریسی ها این را نمی دانستند و حال ما می ببینیم عیسی این را به ما آشکار کرد و  کمک کرد ما دل خودمان را ببینیم.  ما الان در رسانه ها داریم می بینیم سر می برند، می کشند و شرارت بیداد می کند. ولی ما به یاری عیسی نیت و انگیزه خودمان را می توانیم ببینیم. و ایماندار باید در بحران دلش را امتحان کند در اونجایی که به او تهمت میزنند و فحش می دهند باید خودش  را آنجا بسنجد که در  مقابل این سختی ها چه کار می کند. محبت محبت گفتن،  فقط شعار است.
ارمیا31،31تا 33 ... ایامی   نه مثل عهدی که ...عهد مرا شکستند .... شوهر..
نکته: بر دل ایشان خواهم نوشت. همه چی در دل است دلت را هروز پیش خدا ببر.
حزقیال 11، 19   و ایشان‌ را یکدل‌ خواهم‌ داد و در اندرون‌ ایشان‌ روح‌ تازه‌ خواهم‌ نهاد و دل‌ سنگی‌ را از جسد ایشان‌ دور کرده‌، دل‌ گوشتی‌ به‌ ایشان‌ خواهم‌ بخشید.
هر روز از خدا دل گوشتی یعنی دل قابل اعطاف و نرم و مطیع بده یعنی قابل برش باشه روح و زندگی در آن جاری است زنده است و سنگی نیست و دل سنگی از بدترین های زندگی است . از محبت خارها گل می شود از محبت سنگ ها دل می شود.
نکته: هر روز انگیزه های خودت را نزد خدا ببر تا انگیزه خالص و بدون حاشیه داشته باشی و نیت هایت فقط برای خدا باشد.
 17   و چون از نزد جماعت به خانه در آمد، شاگردانش معنی مثل را از او پرسیدند.
 18   بدیشان گفت، مگر شما نیز همچنین بی‌فهم هستید و نمی‌دانید که آنچه از بیرون داخل آدم می‌شود، نمی‌تواند او را ناپاک سازد،
 19   زیرا که داخل دلش نمی‌شود بلکه به شکم می‌رود و خارج می‌شود به مزبله‌ای که این همه خوراک را پاک می‌کند.
 20   و گفت، آنچه از آدم بیرون آید، آن است که انسان را ناپاک می‌سازد،
 21   زیرا که از درون دل انسان صادر می‌شود، خیالات بد و زنا و فسق و قتل و دزدی
نکته: قتل فقط چاقو زدن و کشتن نیست، اگر به برادرت احمق بگی او را کشتی یا فقط دزدی از اموال دیگران را دزدی نمی گویند، دزدی از وقت بدترین دزدی ها است  و طمع نیز گونه های بسیار دارد حتی طمع در خدمت هم داریم و گاهی خباثت بسیاری به انواع مختلف در درون بعضی وجود دارد و باید بدانیم  جهالت هم خودش گناه است، مخصوصا اگر به جهت دانایی قدم برنداری. همه گناه ها این کلیشه ها نیست بلکه گناه ها ابعاد تازه و عجیبی یافته اند که ایمانداران باید بدانند.
رومیان14، 14   می‌دانم و در عیسی خداوند یقین می‌دارم که هیچ چیز در ذات خود نجس نیست جز برای آن کسی که آن را نجس پندارد؛ برای او نجس است.
نکته: هیچ چیزی نجس و بد نیست اما اگر تو فکر میکنی بد یا نجس است پس هست ذهن تو به تو میگوید چه چیزی نجس است یا نه و ما حق نداریم به کسی بگیم کاری را بکن یا نکن حتی شبان کلیسا حق ندارد به کسی بگوید این کار را بکن و آن کار را نکن  پس ما نیزحق این کار را نداریم. و حتی اگر کسی از شما پرسید که این کار را بکنیم یا نکنیم نباید جواب بدهیم چون این شخص دنبال تایید است می خواهد مشروب بنوشد یا می خواهد مواد مخدر مصرف کند و در اصل فقط دنبال تایید است و ایماندار نباید به این شخص و به این سوال ها پاسخ بدهد و روح القدس جواب میدهد از او بپرس روح القدس جواب می دهد بی هیچ تردیدی اگر هر کاری را به رو ح القدس بسپاری جواب را میگیری و نیاز به پرسیدن و تایید گرفتن از کس دیگر نیست. و لی اگر یک روز دیدید کسی زنا و دزدی تهمت را در کلیسا رواج داد ایماندار باید جلوی این شخص بایستد و در مقابل اشتباه شخص ایماندار نباید سکوت کند چون بهتر است خدا راضی باشد تا مردم راضی باشند.
نکته: درکلام اولین ملاقات ها ملاقات موسی و هارون است موسی به دستور خدا روی کوه می رود و هارون هم در آن موقع گوساله طلا می سازد و خدا موسی را خبر از این واقعه میدهد و در این رویداد هارون طرف مردم را گرفت و خشنودی مردم را دنبال کرد و ما هم گاهی برای خشنودی مردم و خوب واقع شدن نزد مردم از خدا جدا می شویم. واین برای ایمانداران بد است.
قلاطیان 5،  19   و اعمال جسم آشکار است، یعنی زنا و فسق و ناپاکی و فجور،
 20   و بُت پرستی و جادوگری و دشمنی و نزاع و کینه و خشم و تعصّب و شقاق و بدعتها،
 21   و حسد و قتل و مستی و لهو و لعب و امثال اینها که شما را خبر می‌دهم، چنانکه قبل از این دادم، که کنندگان چنین کارها وارث ملکوت خدا نمی‌شوند.
نکته: اینها چیزهایی است که در دل انسان است و کنندگان این کارها در ملکوت خدا وارد نمی شوند وما می دانیم بسیاری از ایمانداران این اعمال را در دل خود دارند پس در دعا باید بگیم به نام مسیح "دل گوشتی" به ما بده و این کارها یعنی زنا و فسق و ناپاکی و فجور و بُت پرستی و جادوگری و دشمنی و نزاع و کینه و خشم و تعصّب و شقاق و بدعتها را از درون من ببر.
و نکته دیگر این که باید بدانیم مردم هیچ وقت راضی نیستند و هیچ وقت مردم نظر سر راست و مثبت دائم نخواهند داشت اما خدا سخن سر راست و صریح دارد و در انجام کارها و اعمال باید به او اقتدا کنیم. البته رابطه با مردم خیلی مهم است اما همه مردم هیچ وقت راضی نمی شوند ولی اگر ملاک رضایت خدا باشد مسیر معلوم می شود. پس رضایت خدا بر رضایت مردم ارجح است. ما وظیفه داریم نان و نمک باشیم.حتی اگر مورد "تهمت" و "حرف پشت سر" و "آزار" قرار گیریم زیرا همانطور که عیسی گفت  ما ایمانداران در راه درست بیشتر در معرض تحقیر و فحش و ترد شدن و آزار قرار می گیریم.مگر خود عیسی و یا پولس و یا شاگردان مورد تهمت و آزار و سنگسار و صلیب واقع نشدند.
پولوس: اگر در پی خوشنودی مردم می بودم هیچ وقت غلام عیسی مسیح نمی شدم.
 22   و طمع و خباثت و مکر و شهوت‌پرستی و چشم بد و کفر و غرور و جهالت.
 23   تمامی این چیزهای بد از درون صادر می‌گردد و آدم را ناپاک می‌گرداند.

اخراج روح ناپاک از یک دختر
 24   پس از آنجا برخاسته به حوالی صور و صیدون رفته، به خانه درآمد و خواست که هیچ‌کس مطّلع نشود، لیکن نتوانست مخفی بماند،
 25   از آنرو که زنی که دخترک وی روح پلید داشت، چون خبر او را بشنید، فوراً آمده بر پایهای او افتاد.
 26   و او زن یونانی از اهل فینیقیّه صُوریّه بود. پس از وی استدعا نمود که دیو را از دخترش بیرون کند.
نکته: این داستان بسیار بحث انگیز است.
 27   عیسی وی را گفت، بگذار اوّل فرزندان سیر شوند زیرا نان فرزندان را گرفتن و پیش سگان انداختن نیکو نیست.
نکته: چرا عیسی فحش می دهد و بی احترامی می کند؟
 28   آن زن در جواب وی گفت، بلی خداوندا، زیرا سگان نیز پس خرده‌های فرزندان را از زیر سفره می‌خورند.
نکته: ا ین رویداد مورد اعتراض بسیاری از خداناباوران و دشمنان کنونی مسیحیت قرار می گیرد اما باید بدانیم در این رویداد که یکی از کلاس های درس عیسی به شمار می رود چند نکته اساسی وجود دارد.
چند نکته مهم در این رویداد وجود دارد 1 - زن غیر یهودی و غیر ایماندار است پس از دید قوم یهود نجس هم هست . 2 – منظور از  فرزندان اینجا قوم یهود است. 3 -  منظور از سگ  در آن موقع غیر یهودها هستند و این اصطلاح رایج آن موقع است به طور مثال قبلا در ایران به ارامنه نجس یا سگ می گفتند و یا به یهودی ها جود می گفتند و این اصطلاح است و منظور از سگ غیر یهودیها در آن موقع است. این فرهنگ و لغاط متداول آن موقع است. 4 - عیسی تند برخورد می کند. 5 -  زن مصمم است. 6 -  همه دشمنان قسم خورده عیسی هم حضور دارند. 7 - شاگردان در اشتباه هستند.   
عیسی باید تمام این موارد را در نظر بگیرد و در عین شفا دادن دختر،  به شاگردان درسی بیاموزد و با یهودیان و فریسیان بهانه جو مقابله کند و از همه مهم تر به مردم که عمدتا غیر یهودی هستند نیز راهی تازه برای رسیدن به خدا نشان دهد در حقیقت این واقعه برای عیسی به یک کارزار بیشتر شبیه است.
 عیسی می دانست با چه کسانی طرف است و با زبان خودشان با طرف سخنانش صحبت می کرده است و اینجا نیز می خواسته با زبان خودشان با آنها صحبت کند. و دیگر اینکه مخاطب عیسی زن هم بوده و زن هم در یهودیت آن زمان در جامعه محسوب نمی شده است و از طرف دیگر شاگردان هم این زن را قبول نداشتند. و از سوی دیگر شیطان هم با رسوخ در دختر این زن باعث شده از مردم هم رانده شده است.
نکته: عیسی در این کارزار با سخنان چند پهلو خود خیلی کارها انجام می دهد.  عیسی با این نوع از گفتار به شاگردان میگوید این زن با ایمان و مداومت در خواسته اش به برکتی که خواست می رسد .نکته مهم دیگر اینکه در این رویداد عیسی ایمان زن را هم محک می زند که آیا با برخورد و تندی کردن و راندن او باز هم می ماند یا سفره برکت را ترک میکند.
ودیگر اینکه در زبان یونانی از سگ ولگرد به معنی سگی که بیرون خانه است یاد می شده ولی زن میگه من سگ خانگی هستم و درون خانه تو به سر می برم یعنی با زیرکی خود را در میان ایمانداران قرار می دهد و به همین وسیله ایمان آوردن خود را بیان می کنند.
از طرفی در روایت متی 15، 22 زن یک حرف عالی می زند : ناگاه زن کنعانی از آن حدود بیرون آمده، فریادکنان وی را گفت: «خداوندا، پسر داودا، بر من رحم کن زیرا دختر من سخت دیوانه است.»
زن ایماندار نیست یهودی نیست جز قوم نیست و این زن در آن زمان طبق قوانین اصلا اجازه نداشته از خداوند بگه و اسم داود را بیاورد اما زن با گفتن این اسامی خودش را در میان ایمانداران قرار می دهد.
متی 15،23 لیکن هیچ جوابش نداد تا شاگردان او پیش آمده، خواهش نمودند که «او را مرخص فرمای زیرا در عقب ما شورش میکند.»
چرا عیسی جواب نداد؟  ما اینجا می فهمیم مخاطب شاگردان هستند زیرا عیسی صبر می کند تا شاگردان بیایند و عیسی قصد داره به شاگردان چیزی بگوید چون شاگردان سعی در راندن زن داشتند. و عیسی خیلی بی محلی می کند و در اصل می خواهد ایمان این زن را آزمایش کند و زن به پرستش عیسی می پردازد و ما می دانیم که برای ایمان آوردن بعد از اینکه به قلب رانده شد باید به زبان هم جاری بشه و زن با پرستش به زبان هم می آورد و اینجا دیگر عیسی قبول میکند.
زن سامری هم که به عیسی آب تعارف کرد از در مذهب وارد می شود و این زن هم از در مذهب وارد می شود و عیسی از ادامه کار با این زنان قصد داشت و می خواست درسی بدهد .
و جالب است که ما در لاویان19،   9 تا 10 «و چون حاصل زمین خود را درو کنید، گوشه های مزرعه خود را تمام نکنید، و محصول خود را خوشه چینی مکنید. و تاکستان خود رادانه چینی منما، و خوشه های ریخته شده تاکستان خود را بر مچین، آنها را برای فقیر وغریب بگذار، من یهوه خدای شما هستم.
پس این در جای دیگر هم گفته شد و در جریان افسر رومی هم می بینیم که عیسی از این امر به عنوان ایمانی عظیم یاد می کند و نشان می دهد عیسی برای ایمان غیر یهودیان حساب جدا دارد و برای دیگران و شاگردان درس های خاص دارد.
 29   وی را گفت؛ بجهت این سخن برو که دیو از دخترت بیرون شد.
 30   پس چون به خانة خود رفت، دیو را بیرون شده و دختر را بر بستر خوابیده یافت.

حیرت جماعت از معجزات عیسی
 31   و باز از نواحی صور روانه شده، از راه صیدون در میان حدود دیکاپولِس به دریای جلیل آمد.
 32   آنگاه کری را که لکنت زبان داشت نزد وی آورده، التماس کردند که دست بر او گذارد.
 33   پس او را از میان جماعت به خلوت برده، انگشتان خود را در گوشهای او گذاشت و آب دهان انداخته، زبانش را لمس نمود؛
نکته: دکاپولیس محل اخراج ارواح ازدرون "لژیون "است و ما می دانیم آدم هی کر عمدتا لال هم هستند از طرفی بر خلاف بقیه شفاها عیسی در خلوتم شفا را انجام میدهد از سوی دیگر با آب دهان شفا را انجام می دهد کاری که در یوحنا هم به آن اشاره شده : این راگفت و آب دهان بر زمین انداخته، از آب گل ساخت و گل را به چشمان کور مالید، ... هم این کار را انجام داده
نکته: عیسی همیشه بینایی را با دست انجام می داده چرا این 2 جا با آب دهان و گل این کار را انجام می دهد؟ جواب  چون این 2 اصلا حدقه چشم نداشتند و بر اساس پیدایش 7،  2 خداوند خدا پس آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید، و آدم نفس زنده شد.......   عیسی میگوید من خالق هستم و خلقت انسان را یاد آور می شود و به همه می گوید من خدایی هستم که در پیدایش خواندید و این در اصل سندی دیگر هم هست برای اینکه عیسی می گوید من خدا هستم.
 34   و به سوی آسمان نگریسته، آهی کشید و بدو گفت، اَفَتَحْ! یعنی باز شو
 35   در ساعت گوش‌های او گشاده و عقده زبانش حلّ شده، به درستی تکلّم نمود.
نکته : اول گوش را باز می کنه تا فرمان خدا را بشنود وقتی می شنود زبان هم باز می شود.
 36   پس ایشان را قدغن فرمود که هیچ‌کس را خبر ندهند؛ لیکن چندان که بیشتر ایشان را قدغن نمود، زیادتر او را شهرت دادند.
نکته:با وجود این همه معجزه بقیه قوم ها به غیر از یهودی ها ایمان آوردند.
 37   و بی‌نهایت متحیّر گشته می‌گفتند، همة کارها را نیکو کرده است؛ کران را شنوا و گنگان را گویا می‌گرداند!
گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی

هیچ نظری موجود نیست: