گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی
دوست خوبم اگر چون من برکت گرفتی برای مدرس این کلاس،برادر خوب و استاد عزیزمان که پر از روح القدس است دعا کنید به جهت گشایش در کارها.
نخستین پیشگویی عیسی درباره مرگ خود
1 و بدیشان
گفت، هرآینه به شما میگویم بعضی از ایستادگان در اینجا میباشند که تا ملکوت خدا
را که به قوّت میآید نبینند، ذائقه موت را نخواهند چشید.
تبدیل هیات عیسی
2 و
بعد از شش روز، عیسی پطرس و یعقوب و یوحنّا را برداشته، ایشان را تنها بر فراز کوهی
به خلوت برد و هیأتش در نظر ایشان متغیّر گشت.
نکته : این مکان معروف است به "کوه تبدیل هیات" یا
"کوه هیات" چون چهره عیسی اینجا تغییر می کند و بر اساس رسم یهود
در این رویداد 3 نفر به عنوان شاهد بایستی
حضور می داشتند و از طرفی این 3 نفر به
عنوان شاگرد باید یک درس بزرگ هم می گرفتند و همچنین می بایست یک تجربه عظیم را در می یافتند.
3 و لباس او درخشان و چون برف بغایت سفیدگردید،
چنانکه هیچ گازری بر روی زمین نمیتواند چنان سفید نماید.
نکته: چهره عیسی اینجا عوض شد و هم چهره عیسی هم تغییر
کرد و هم سفید شد. و همچنین لباسی دیگر پوشید و به عبارت بهتر عیسی چهره انسانی را
از دست داده و چهره خدایی می یابد.
4 و الیاس
با موسی بر ایشان ظاهر شده، با عیسی گفتگو میکردند.
نکته خاص: الیاس همان ایلیا است وهمان کسی است که با
ارابه به آسمان برده شد و طعم مرگ را نچشیده و ایلیا سمبل و نماینده انبیا عهد عتیق است و همچنین خدا موسی را هم به عنوان
نماینده شریعت کل خدا می باشد.
نکته آیه:
این که این دو نفر چرا کنار عیسی ایستادند. جواب به نوعی دو شخصیت اصلی و
راهبر مردم به کنار خالق خود حاضر شدند تا شهادت بدهند به خصوص که 3 شاگرد هم به
عنوان شاهد آنجا بودند و قرار است این 3 نفر طعم مرگ را نچشند تا ملکوت عیسی را
ببینند.
نکته خاص: نبی یعنی کسی که کلام خدا را به مردم اعلام می
کند و بنابر این نبی می تواند پیامبر هم
باشد.
لوقا 9 ایه 30 که
ناگاه دو مرد یعنی موسی و الیاس با وی ملاقات کردند. و به هیات جلالی ظاهر شده
درباره رحلت او که میبایست به زودی در اورشلیم واقع شود گفتگومی کردند.
لوقا
24:24-27 وجمعی از رفقای ما به سر قبر رفته، آن چنانکه زنان گفته بودند یافتند لیکن
او را ندیدند.» او به ایشان گفت: «ای بیفهمان وسست دلان از ایمان آوردن به انچه
انبیا گفتهاند. آیا نمی بایست که مسیح این زحمات را بیند تابه جلال خود برسد؟» پس
از موسی و سایرانبیا شروع کرده، اخبار خود را در تمام کتب برای ایشان شرح فرمود.
خودم: تبدیل هیات دلیلی بود بر این که مسیح پسر خداست.
این امر بعدا از سوی خود خدا که از ابر سخن می گفت تایید شد:" این است پسر حبیب من ... او را بشنوید!
5 پس
پطرس ملتفت شده، به عیسی گفت، ای استاد، بودنِ ما در اینجا نیکو است! پس سه سایبان
میسازیم، یکی برای تو و دیگری برای موسی و سومی برای الیاس!
نکته: اینجا دقیقا می بینیم باز هم پطرس جو گیر شده و می
خواهد برای خدایان سایه بان بسازد و دید کاملا انسانی دارد به این قضایا و الان هم
در این دوره برای ما همینطور است. ولی می
بینیم با آمدن صدای خدا صدای انسانی پطرس قطع می شود یعنی پطرس جان ساکت باش و خدا
می گوید این است پسر حبیب من و منظور این
است که عیسی داره حرف میزنه پس گوش کنید
امروزه هم همین طور است ما باید گوش کنیم و در همانجا هم خدا می خواهد
بگوید گوش کنید عیسی از پلان آینده خود برای شما می گوید و ایمانداران باید گوش می
دادند و اگر گوش داده بودند در شب دستگیری عیسی حیران نشده و یا مجبور به کتمان
نبودند. و حتی می بینیم که پطرس 3 بار عیسی و آیین خودش را کتمان می کند.
6 از
آنرو که نمیدانست چه بگوید، چونکه هراسان بودند.
7
ناگاه ابری بر ایشان سایه انداخت و آوازی از ابر در رسید که این است پسر حبیب
من، از او بشنوید.
8 در
ساعت گرداگرد خود نگریسته، جز عیسی تنها با خود هیچ کس را ندیدند.
9 و
چون از کوه به زیر میآمدند، ایشان را قدغن فرمود که تا پسر انسان از مردگان برنخیزد،
از آنچه دیدهاند کسی را خبر ندهند.
نکته: عیسی می گوید به مردم نگویید زیرا سه شاگرد خودش
دیدند و حتی از بهت به خاک افتادند اما باور نکردند پس اگر به مردم گفته می شد
هرگز باور نمی کردند.
10 و این
سخن را در خاطر خود نگاه داشته، از یکدیگر سوال میکردند که برخاستن از مردگان چه
باشد.
11 پس
از او استفسار کرده، گفتند، چرا کاتبان میگویند که الیاس باید اوّل بیاید؟
نکته: این آیه ها بسیار سنگین است مثلا آیه 11 که در
مورد الیاس بحث می کند. الیاس یا همان ایلیا که هموار کننده راه مسیح خواهد بود و
نکته این است الیاس چگونه این کار را انجام می دهد این نکته در اینجا معلوم خواهد
شد.
نکته دیگر: بر اساس عهد عتیق و ملاکی باید کسی قبل از
ظهور مسیح بیاید تا راه را هموار سازد و با توبه دادن و آمرزش مردمان راه را برای
مسیح که خواهد آمد هموار سازد
ملاکی 4 ایه 5 : اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز
عظیم و مهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد.
12 او
در جواب ایشان گفت که، الیاس البتّه اوّل میآید و همهچیز را اصلاح مینماید و
چگونه دربارة پسر انسان مکتوب است که میباید زحمت بسیار کشد و حقیر شمرده شود.
13 لیکن
به شما میگویم که الیاس هم آمد و با وی آنچه خواستند کردند، چنانچه در حقّ وی
نوشته شده است.
نکته مهم مهم :منظور
اینجا از الیاس یا ایلیا همان یحیی تعمید
دهنده است و ما می بینیم همان غیرتی که در ایلیا هست در یحیی هم
هست و گفته کلام در ملاکی به همین منظور است.
ملاکی 3 ایه 1 : اینک من رسول خود را خواهم فرستاد و
اوطریق را پیش روی من مهیا خواهد ساخت و خداوندی که شما طالب او میباشید، ناگهان
به هیکل خود خواهد آمد، یعنی آن رسول عهدی که شما از او مسرور میباشید. هان او میآید!
قول یهوه صبایوت این است.
نکته : یعنی یحیی با همان قدرتی که در ایلیا وجود داشت
می آید و منظور از این که کلام می گوید من رسول خود را خواهم فرستاد بر اساس متی 3
آیه 3 داریم : زیرا همین است آنکه اشعیای نبی از او خبرداده، میگوید: «صدای ندا
کننده ای در بیابان که راه خداوند را مهیا سازید و طرق او را راست نمایید.»
پس منظور همان یحیی است که مسح ایلیا را دارد و غیرت ایلیا
را نیز دارد. زیرا ما در عهد عتیق می خوانیم قبل از آمدن مسیح الیاس که نام دیگرش ایلیا است خواهد آمد تا با توبه دادن و آمرزش
مردم راه را برای آمدن مسیح هموار سازد که این اتفاق با آمدن یحیی به انجام می
رسد. به عبارت دیگر چون قرار بوده است بر اساس عهد عتیق، قبل از قیام عیسی، الیاس
بیاید یحیی با همان مشخصات آمده و ماموریت خودش را انجام داده است. یعنی یحیی با همان قدرتی که در
ایلیا وجود داشت می آید.
شفای پسر دیوزده
14 پس
چون نزد شاگردان خود رسید، جمعی کثیر گرد ایشان دید و بعضی از کاتبان را که با ایشان
مباحثه میکردند.
15 در
ساعت، تمامی خلق چون او را بدیدند، در حیرت افتادند و دوان دوان آمده، او را سلام
دادند.
نکته : چرا به خاک افتادن ؟ جواب : چون چهره موسی درخشان
شده بود و این یعنی آنان در حضور خدا بوده اند.
ما امروزه در کلیسا هم می بینیم
افرادی با چهره داغون به کلیسا وارد می شوند بعد از مدتی که ایمان می آورند و در
کلام به سر می برند و دعا می خوانند چهرهایشان عوض می شود و خوش سیما می گردند.
نکته خاص: کوه و صخره در کلام معنی امنیت و اقتدار است و
به کوه پناه بردن مردم در صور و عموده نشان از امنیت فراوان کوه در کلام است.
16
آنگاه از کاتبان پرسید که با اینها چه مباحثه دارید؟
17 یکی
از آن میان در جواب گفت، ای استاد، پسر خود را نزد تو آوردم که روحی گنگ دارد،
18 و
هر جا که او را بگیرد میاندازدش، چنانچه کف برآورده، دندانها بهم میساید و خشک میگردد.
پس شاگردان تو را گفتم که او را بیرون کنند، نتوانستند.
نکته: چرا شاگردان نتوانستند روح را از پسر خارج کنند؟
جواب: مرقس 6 آیه 7 : پس آن دوازده را پیش خوانده، شروع کرد به
فرستادن ایشان جفت جفت و ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد،
چرا با وجود آنکه عیسی قدرت را به شاگردان داده بود شاگردان نتوانستند کاری کنند ؟ جواب: خدا اقتدار
را به همه ما داده است اما اگر آن اقتدار را باور نکنیم و با این اقتدار زندگی
نکنیم همه ایمان خود را هم از دست خواهیم داد. و البته اگر ما بازگوشی کنیم و به
عبارتی گناه کنیم و اشتباه کنیم ایمان ما دچار وقفه می شود و به عبارتی روح القدس خودش
را از ما کمی کنار می کشد و چشم که از روی مسیح برداشته شود یهنی چه شاگردان و چه
ما که این قدرت را از عیسی دریافت کرده ایم قدرت اخراج ارواح را از دست می دهیم پس
یاد بگیریم تمرکز از روی مسیح را برنداریم چون ممکن است مسح مسیح و اقتدار در ایمان خود را
از دست بدهیم.
و یک نکته دیگر هم این که عیسی اینجا زیر سوال رفت چون پدر
پسر دیو زده در میان مردم گفت:" شاگران تو .. و عیسی به عنوان سر کلیسا و رهبر زیر سوال رفت. امروزه هم ایماندارانی که خودشان مشکلدار هستند باعث
گمراهی مردم می شوند و مردم با دیدن کسی
که در شرایط بد زندگی می کند و مشروب می خورد و لباس های آنچنانی می پوشد و خودش زندگی
داغونی دارد و همزمان عیسی را تبلیغ می کند دچار مشکل می شوند و این
شخص در اصل عیسی را زیر سوال می برد.
19 او
ایشان را جواب داده، گفت، ای فرقه بیایمان تا کی با شما باشم و تا چه حدّ متحمّل
شما شوم! او را نزد من آورید.
20 پس
او را نزد وی آوردند. چون او را دید، فوراً آن روح او را مصروع کرد تا بر زمین
افتاده، کف برآورد و غلطان شد.
21 پس
از پدر وی پرسید، چند وقت است که او را این حالت است؟ گفت، از طفولیّت.
22 و
بارها او را در آتش و در آب انداخت تا او را هلاک کند. حال اگر میتوانی بر ما ترحّم
کرده، ما را مدد فرما.
نکته: اینجا از همه کس قطع امید پیش آمده و نگاه ها به
سوی عیسی است.
23 عیسی
وی را گفت، اگر میتوانی ایمان آری، مومن را همهچیز ممکن است.
نکته: عیسی اینجا در اصل اشاره به بی ایمانی پدر پسر دیو
زده دارد یعنی پدر دچار مشکل شده است وعیسی میگوید من می توانم آیا تو می توانی؟
24 در
ساعت پدر طفل فریاد برآورده، گریه کنان گفت، ایمان میآورم ای خداوند، بیایمانی
مرا امداد فرما.
نکته: در اینجا پدر ایمان را اقرار می کند.
25 چون
عیسی دید که گروهی گرد او به شتاب میآیند، روح پلید را نهیب داده، به وی فرمود، ای
روح گنگ و کرّ من تو را حکم میکنم از او در آی و دیگر داخل او مشو!
نکته: عیسی با اقتدار به روح می گوید من مثل شاگردان
نیستم پس برو بیرون.
نکته دیگر : وقتی عیسی می گوید برو و برنگرد یعنی روح می
تواند برگردد و حتی روح های دیگری را هم با خودش بیاورد و باید بعد رفتن روح پلید
پر بشیم از خدا و روح القدس.
26 پس
صیحه زده و او را به شدّت مصروع نموده، بیرون آمد و مانند مرده گشت، چنانکه بسیاری
گفتند که فوت شد.
27
امّا عیسی دستش را گرفته، برخیزانیدش که برپا ایستاد.
28 و
چون به خانه در آمد، شاگردانش در خلوت از او پرسیدند، چرا ما نتوانستیم او را بیرون
کنیم؟
نکته : ما چرا خیلی اوقات نمی توانیم کاری بکنیم؟ چرا از
ما بر نمیاد؟ چرا ناتوانیم؟ چرا.....
29 ایشان
را گفت، این جنس به هیچ وجه بیرون نمیرود جز به دعا.
نکته: چرا شاگردان و یا خود ما هم گاهی در این امور
ناتوانیم ؟ جواب : متی 17 ایه 18 تا 21: پس
عیسی او را نهیب داده، دیو از وی بیرون شد و در ساعت، آن پسر شفا یافت. اما
شاگردان نزد عیسی آمده، در خلوت از اوپرسیدند: «چرا ما نتوانستیم او را بیرون کنیم؟
عیسی ایشان را گفت: «به سبب
بی ایمانی شما. زیرا هرآینه به شما میگویم، اگر ایمان به قدر دانه خردلی میداشتید،
بدین کوه میگفتید از اینجا بدانجا منتقل شو، البته منتقل میشد و هیچ امری بر شما
محال نمی بود. لیکن این جنس جز به دعا و روزه بیرون نمی رود.»
پس بی ایمانی ما
فقط با دعا و روزه برطرف می شود و این بی ایمانی خیلی کار دست ما می دهد و دعا و
روزه جنس بی ایمانی را از بین می برد.
دومین پیشگویی عیسی درباره مرگ خود
30 و
از آنجا روانه شده، در جلیل میگشتند و نمیخواست کسی او را بشناسد،
31 زیرا
که شاگردان خود را اعلام فرموده، میگفت، پسر انسان به دست مردم تسلیم میشود و او
را خواهند کشت و بعد از مقتول شدن، روز سوم خواهد برخاست.
32
امّا این سخن را درک نکردند و ترسیدند که از او بپرسند.
نکته خاص: تسلیم شدن به عبری یعنی فروختن و عیسی می
دانست که فروخته می شود و نکته دیگر اینکه عیسی باز از مردن خود سخن می گوید..
بحث درباره بزرگی
33 و
وارد کفرناحوم شده، چون به خانه درآمد، از ایشان پرسید که در بین راه با یکدیگر چه
مباحثه میکردید؟
نکته : عیسی می گوید که می دانسته آنها در باره چه چیزی
با هم پچ پچ میکردید/ ای شیطونا /
34
امّا ایشان خاموش ماندند، از آنجا که در راه با یکدیگر گفتگو میکردند در اینکه
کیست بزرگتر.
نکته: اینجا می بینیم شاگردان از موضوع اصلی پرت بودند و
امروزه هم در کلیساها همین وضع است همه بحث بر سر قدرت است و چشم از روی ماموریت
برداشته می شود و در حاشیه ها به دنبال چیز دیگر و موقعیت و ... زیر پا خالی کردن
دیگران و حتی کلیسای دیگری را خالی کردن به نفع کلیسای دیگر .....و اموری از این
قبیل هستند. در واقع ماموریت اصلی فراموش می شود.
35 پس
نشسته، آن دوازده را طلبیده، بدیشان گفت، هر که میخواهد مقدّم باشد موخّر و غلام
همه بُوَد.
36 پس
طفلی را برداشته، در میان ایشان بر پا نمود و او را در آغوش کشیده، به ایشان گفت،
37 هر
که یکی از این کودکان را به اسم من قبول کند، مرا قبول کرده است و هر که مرا پذیرفت
نه مرا بلکه فرستنده مرا پذیرفته باشد.
نکته : ما از
دید متی هم که نگاه کنیم می بینیم ما باید غلام بشیم ، بنده بشیم ، خادم بشیم ،
اگر خوب ببینیم همه دارند همدیگر را وسیله بالا رفتن خود شان قرار می دهند متی 18:
و گفت: «هرآینه به شما میگویم تا بازگشت نکنید و مثل طفل کوچک نشوید، هرگز داخل
ملکوت آسمان نخواهید شد.
نکته :چرا میگوید مثل بچه؟ جواب: چون بچه کادو و هدیه
مجانی را می گیرد و چرا و اگر نمی آورد و
ما هم وقتی عیسی را مجانی بهمون داده اند باید فورا بگیریم و من و من نکنیم و اما
و اگر توش نیاوریم.
شاگردان مانع شخصی می شوند که نام عیسی را بکار می برد
38
آنگاه یوحنّا ملتفت شده، بدو گفت، ای استاد، شخصی را دیدیم که به نام تو دیوها
بیرون میکرد و متابعت ما نمینمود؛ و چون متابعت ما نمیکرد، او را ممانعت نمودیم.
نکته: یوحنا می گفت .شخصی در نام عیسی کاری انجام می داد
اما مطابعت ما نمی کرد و فاجعه امروزه هم همین است مثلا شبان هست که می گوید
کلیسا فقط کلیسای من و ایمان فقط ایمان من
و خلاصه من و من .. !!
ولی عیسی میگوید هر که ضد ما نیست با ماست یعنی بگذار مردم
کار کنند بگذار کار خودشان را انجام بدهند و عیسی در اصل می گوید بگذارید کار
انجام بشود و میوه و ثمر نشان می دهد که کار چه اندازه موثر است.
39 عیسی گفت،
او را منع مکنید، زیرا هیچکس نیست که معجزهای به نام من بنماید و بتواند به زودی
در حقّمن بد گوید.
40 زیرا
هر که ضدّ ما نیست با ماست.
پس لازم است مواظب تعالیم شبان و کشیش باشیم و هنگام
دریافت تعالیم غلط، در نهایت اگر با هدایت وایستادگی در برابر حرف غلط/مودبانه/
اگر راه به جایی نبردیم با یاری خدا جا را عوض کنیم ولی داوری نکنیم.
البته داوری این نیست که کسی یا کسانی هزار گناه می کنند
و تا بخواهی حرف بزنی می گویند داوری نکن بلکه منظور نیت درون آدمهاست واگر در
کلیسا دیدید کسی زنا می کند، دزدی میکند و هزار گند می زند وعمل بد او آشکار است
در مقابل اشتباه بایستید و سازش نکنید
ولی اگر نیت طرف را ندانستی و درون طرف را اگر ندانستی داوری
نکنید و تنها در صورتیکه مطمئن هستید در
مقابل این شخص بایستید حتی اگر با اسقف طرف هستید.
41 و
هر که شما را از این رو که از آنِ مسیح هستید، کاسهای آب به اسم من بنوشاند، هرآینه
به شما میگویم اجر خود را ضایع نخواهد کرد.
42 و
هر که یکی از این کودکان را که به من ایمان آورند، لغزش دهد، او را بهتر است که
سنگ آسیایی بر گردنش آویخته، در دریا افکنده شود.
نکته: خدمت یعنی چی؟ یک کار هر چند کوچک اگر شده یک لیوان
اب به کسی بدهید
نکته : غلاطیان 6 آیه 1 اما ای برادران، اگر کسی
به خطایی گرفتارشود، شما که روحانی هستید چنین شخص را به روح تواضع اصلاح کنید. و
خود راملاحظه کن که مبادا تو نیز در تجربه افتی.
برف پارو کردن یک لیوان آب دادن و هر کاری ولو کوچک خدمت
است وقت گذاشتن از بهترین کارهاست که می توان انجام داد
هشدار در مورد وسوسه
43 پس
هرگاه دستت تو را بلغزاند، آن را بِبُر زیرا تو را بهتر است که شلّ داخل حیات شوی،
از اینکه با دو دست وارد جهنّم گردی، در آتشی که خاموشی نپذیرد؛
44 جایی
که کِرْم ایشان نمیرد و آتش، خاموشی نپذیرد.
نکته: دست یعنی عملکرد زندگی تو یعنی عملکرد و
کارهای زندگیت اگر مانع توست آن عملکرد را انجام ندهید و پا یعنی زندگی و نوع
زندگی تو پس اگر نحوه زندگیت درست نیست آن را عوض کنید و چشم یعنی شهوت زندگی شهوت جنسی ،طمع،
حسد،کینه،
و اگر اینطور شهوت در انواع آن در زندگی شما ایماندار
است خودت را از آن رها کن پس هر کدام از اینها را داشتی خودت را تکان بده و از شر
اینها رها شو نه اینکه ایمانداران تمام شل و کور بی دست خواهند شد.!!!
45 و
هرگاه پایت تو را بلغزاند، قطعش کن زیرا تو را مفیدتر است که لنگ داخل حیات شوی از
آنکه با دو پا به جهنّم افکنده شوی، در آتشی که خاموشی نپذیرد؛
نکته: آتش منظورآزمودن است اول پطرس 1 آیه 6 تا 7 :و در آن وجد مینمایید،
هرچند در حال، اندکی از راه ضرورت در تجربه های گوناگون محزون شده اید، تا آزمایش
ایمان شما که از طلای فانی باآزموده شدن در آتش، گرانبهاتر است، برای تسبیح و جلال
و اکرام یافت شود در حین ظهورعیسی مسیح.
نکته : یعنی وقتی به سبب شرایط و تجربه محزون و غمگین
هستی و این یعنی آتش روی سرت هست داری صیقل می بینی داری مثل طلا در طلاسازی
پرداخته می شوی و مثلا کسانی که در نقره سازی کار می کنند می دانند نقره اول شفاف
نیست و با حرارت دادن و ضربه زدن به شفاف سازی نقره می پردازد وقتی نقره کار تصویر
خودشو در نقره می بیند می فهمد کار انجام شده و خدا هم با ما همین کار را انجام می دهد پس اگر ما در
آتش هستیم داریم خالص می شویم شاید لازم است بگوییم خداوندا آتش را بیشتر کن و
البته این کار سختی است شاید هر کسی نتواند بگوید خدا این آتش را بیشتر کن.!!
و نمکین یعنی سودمند شدن یعنی پس از این آزمون و پس از
این تحمل سختی ها و آتشها و آزمون ها سودمند خواهید شد و بدون این نمک و پرداخته
شدن ما ایماندارانی بی نمک و بی خاصیت خواهیم شد.
46 آنجایی که
کِرْمِ ایشان نمیرد و آتش، خاموش نشود.
47 و
هر گاه چشم تو تو را لغزش دهد، قلعش کن زیرا تو را بهتر است که با یک چشم داخل
ملکوت خدا شوی، از آنکه با دو چشم در آتش جهنّم انداخته شوی،
48 جایی
که کرم ایشان نمیرد و آتش خاموشی نیابد.
49 زیرا
هر کس به آتش، نمکین خواهد شد و هر قربانی به نمک، نمکین میگردد.
50 نمک
نیکو است، لیکن هر گاه نمک فاسد گردد به چه چیز آن را اصلاح میکنید؟ پس در خود
نمک بدارید و با یکدیگر صلح نمایید.
نکته : نور
و نمک هر دو بی صدا هستند و ایماندار نباید خیلی حرف بزند و باید با عمل خودش نشان
دهد که چه منظوری دارد پس عمل کنید اگر در روح خدا باشید مردم خودشان می بینند و
انرژی مثبت و گرمی تورا در نهان تو می بینند.
دوست خوبم هر گاه برکت گرفته ای برای مدرس این کلاس،برادر خوب و استاد عزیزمان که پر از روح القدس است دعا کنید. گردآوری از سلسله دروس کلاس اسکایپی معلم در مسیح نیما رزیانی
نوشته: مهرداد مقدسی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر