http://www.radioshahrvand.com/
نوشته شده توسط حیدر عباسی
عاملان قتل کارگری که بر اثر ضرب و شتم توسط ماموران گشت سد معبر منسوب به ناحیه ۴ منطقه ۴ شهرداری تهران به مدت یک هفته در بیمارستان بستری و سرانجام روز پنجشنبه ۲۳ مرداد ماه در بیمارستان نورافشار تهران جان باخت امروز دستگیر شدند.
چهار مرد در این درگیری مرگبار شرکت داشتند که یکی از آنها هنوز فراری است.
قضیه از آن جا شروع می شود که ماموران سدمعبر وقتی با مقاومت "علی چراغی" در برابر خواستههای خود مبنی بر پرداخت ۱۵۰ هزار تومان پول قرار گرفتند که پس از امتناع مقتول از پرداخت پول وی را به باد ناسزا و کتک گرفتند و به گفته شاهدان و پسربچه قربانی یکی از ماموران قوی هیکل سدمعبر با پنجه بوکس به علی چراغی حمله کرد و با یک ضربه وی را از پای درآورد.
با دستور بازپرس "سپیدنامه" از شعبه ۱۰ دادسرای امور جنایی تهران تیمی از اداره ویژه قتل امور جنایی وارد عمل شد و پس از بازداشت پیمانکار شهرداری با راهنماییهای وی، چهار مامور سدمعبر را شناسایی و توانستند سه نفر از آنان به اسامی "محمد.م"، "محمد.ص" و "حسین" را بازداشت کنند.
"محمد.ص" که تجسسها نشان میدهد عامل اصلی قتل است در این تحقیقات گفت: هر روز در قالب تیمهای سه یا چهار نفره سوار بر خودروی دو کابین مزدا در محدوده تهرانپارس گشت میزدیم و با وانتیهایی که پرسه میزدند و ضایعات فلزی میخریدند برخورد میکردیم.
وی افزود: "ما با متوقف کردن وانتیها آنها را به کیوسکمان در خیابان اتحاد میبردیم و در ازای ۱۵۰ هزار تومان و پرداخت آن به پیمانکار برای این وانتیها کارت تردد صادر میکردیم و هر بار آنها میخواستند تمدید کنند باید ۷۲ هزار تومان پول میدادند که البته بیشتر اوقات راننده وانتها این میزان پول را پرداخت میکردند و با ما درگیر نمیشدند".
عامل قتل راننده وانت ادامه داد: "علی چراغی" با پیکان وانت آمده بود و با استفاده از بلندگو ضایعات میخرید، کنارش ایستادم و سمتش رفتم سلام دادم و پرسیدم مجوز دارد که جواب داد مجوزی ندارد. همکارم نیز پیاده شد و چون مجوز نداشت داخل وانت پیکان نشست تا به ایستگاهمان و همان کیوسک برویم، کمی دنبالمان آمد و سر خیابان ایستاد بعد به ما ناسزا گفت و ادعا کرد میخواهد به پلیس زنگ بزند.
یکی از ماموران سدمعبر که در خودرو قربانی نشسته بود، نیز گفت: "به راننده گفتم که باید پول عضویت را بدهد وگرنه باید تعهد بدهد دیگر به این منطقه نیاید اما وی سر خیابان ایستاد و پاشنههای کفشش را کشید، بعد ناسزا گفت و با من و "حسن" که فراری است درگیر شد. حسن ابتدا دو سیلی به راننده وانت زد که البته پیراهن حسن نیز پاره شد. "محمد.ص" نیز به هواخواهی من آمد.
عامل اصلی مرگ نیز گفت: "چون قبلاً به مواد اعتیاد داشتم به ناراحتی اعصاب دچار هستم و در این صحنه اعصابم به هم ریخت. همیشه بیشتر پشت فرمان مینشستم که با کسی درگیر نشوم، خواستم چوب بردارم تا شیشه وانت قربانی را بشکنم چون پسرش پشت وانت نشسته بود، پشیمان شدم. وقتی درگیر شدم به قربانی سیلی زدم، بعد گوشی موبایلش روی زمین افتاد و خودش نیز با صورت به زمین خورد. من تصور کردم فیلم بازی میکند و در این صحنه هیچگاه از پنجه بوکس استفاده نکردم.
"محمد.م" که متهم ردیف سوم است، نیز گفت: "دیدم از دهان راننده وانت کف بیرون آمد، خیلی ترسیدم. رویش آب ریختیم تا به هوش بیاید اما اثر نکرد. مردم هم اعتراض کردند که با ترس فرار کردیم و فردای آن روز سرکار رفتیم و نمیدانستیم وی به کما فرو رفته است".
"محمد.ص" ۳۰ ساله که همه تحقیقات نشان میدهد وی عامل اصلی قتل است در حالی که پشیمان بود، گفت: "بارها به بچهها گفته بودم نگذارید من جلو بروم. راننده وانت قدبلندی داشت و تصور نمیکردم به زمین بخورد. وقتی آنجا را ترک کردیم اصلاً متوجه مرگ وی نبودیم تا اینکه از پلیس آگاهی تماس گرفتند و خواستند به اداره ویژه قتل برویم. ابتدا تعجب کردیم و دیروز خودمان را به پلیس معرفی کردیم و هیچگاه فکر نمیکردیم چنین حادثهای رخ بدهد".
چهار مرد در این درگیری مرگبار شرکت داشتند که یکی از آنها هنوز فراری است.
قضیه از آن جا شروع می شود که ماموران سدمعبر وقتی با مقاومت "علی چراغی" در برابر خواستههای خود مبنی بر پرداخت ۱۵۰ هزار تومان پول قرار گرفتند که پس از امتناع مقتول از پرداخت پول وی را به باد ناسزا و کتک گرفتند و به گفته شاهدان و پسربچه قربانی یکی از ماموران قوی هیکل سدمعبر با پنجه بوکس به علی چراغی حمله کرد و با یک ضربه وی را از پای درآورد.
با دستور بازپرس "سپیدنامه" از شعبه ۱۰ دادسرای امور جنایی تهران تیمی از اداره ویژه قتل امور جنایی وارد عمل شد و پس از بازداشت پیمانکار شهرداری با راهنماییهای وی، چهار مامور سدمعبر را شناسایی و توانستند سه نفر از آنان به اسامی "محمد.م"، "محمد.ص" و "حسین" را بازداشت کنند.
"محمد.ص" که تجسسها نشان میدهد عامل اصلی قتل است در این تحقیقات گفت: هر روز در قالب تیمهای سه یا چهار نفره سوار بر خودروی دو کابین مزدا در محدوده تهرانپارس گشت میزدیم و با وانتیهایی که پرسه میزدند و ضایعات فلزی میخریدند برخورد میکردیم.
وی افزود: "ما با متوقف کردن وانتیها آنها را به کیوسکمان در خیابان اتحاد میبردیم و در ازای ۱۵۰ هزار تومان و پرداخت آن به پیمانکار برای این وانتیها کارت تردد صادر میکردیم و هر بار آنها میخواستند تمدید کنند باید ۷۲ هزار تومان پول میدادند که البته بیشتر اوقات راننده وانتها این میزان پول را پرداخت میکردند و با ما درگیر نمیشدند".
عامل قتل راننده وانت ادامه داد: "علی چراغی" با پیکان وانت آمده بود و با استفاده از بلندگو ضایعات میخرید، کنارش ایستادم و سمتش رفتم سلام دادم و پرسیدم مجوز دارد که جواب داد مجوزی ندارد. همکارم نیز پیاده شد و چون مجوز نداشت داخل وانت پیکان نشست تا به ایستگاهمان و همان کیوسک برویم، کمی دنبالمان آمد و سر خیابان ایستاد بعد به ما ناسزا گفت و ادعا کرد میخواهد به پلیس زنگ بزند.
یکی از ماموران سدمعبر که در خودرو قربانی نشسته بود، نیز گفت: "به راننده گفتم که باید پول عضویت را بدهد وگرنه باید تعهد بدهد دیگر به این منطقه نیاید اما وی سر خیابان ایستاد و پاشنههای کفشش را کشید، بعد ناسزا گفت و با من و "حسن" که فراری است درگیر شد. حسن ابتدا دو سیلی به راننده وانت زد که البته پیراهن حسن نیز پاره شد. "محمد.ص" نیز به هواخواهی من آمد.
عامل اصلی مرگ نیز گفت: "چون قبلاً به مواد اعتیاد داشتم به ناراحتی اعصاب دچار هستم و در این صحنه اعصابم به هم ریخت. همیشه بیشتر پشت فرمان مینشستم که با کسی درگیر نشوم، خواستم چوب بردارم تا شیشه وانت قربانی را بشکنم چون پسرش پشت وانت نشسته بود، پشیمان شدم. وقتی درگیر شدم به قربانی سیلی زدم، بعد گوشی موبایلش روی زمین افتاد و خودش نیز با صورت به زمین خورد. من تصور کردم فیلم بازی میکند و در این صحنه هیچگاه از پنجه بوکس استفاده نکردم.
"محمد.م" که متهم ردیف سوم است، نیز گفت: "دیدم از دهان راننده وانت کف بیرون آمد، خیلی ترسیدم. رویش آب ریختیم تا به هوش بیاید اما اثر نکرد. مردم هم اعتراض کردند که با ترس فرار کردیم و فردای آن روز سرکار رفتیم و نمیدانستیم وی به کما فرو رفته است".
"محمد.ص" ۳۰ ساله که همه تحقیقات نشان میدهد وی عامل اصلی قتل است در حالی که پشیمان بود، گفت: "بارها به بچهها گفته بودم نگذارید من جلو بروم. راننده وانت قدبلندی داشت و تصور نمیکردم به زمین بخورد. وقتی آنجا را ترک کردیم اصلاً متوجه مرگ وی نبودیم تا اینکه از پلیس آگاهی تماس گرفتند و خواستند به اداره ویژه قتل برویم. ابتدا تعجب کردیم و دیروز خودمان را به پلیس معرفی کردیم و هیچگاه فکر نمیکردیم چنین حادثهای رخ بدهد".

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر